راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٢٣ - ٦٣ اولياى خدا را سه خصلت استوار داشت(ص ١٨٣)
مىگويم سخن محبت. در حال، آن قناديل بر يكديگر مىآمدند و پاره مىشدند.
٦١. اولياى حق را به چه شناسند ٦
عبد الله بن سالم بصرى، ابو عبد الله السالمى، محمد بن احمد بن سالم البصرى
طبقات الصوفيه خواجه عبد الله انصارى، محمد سرور مولايى، ص ٣١٣: پرسيدند: وى را به چه چيز شناسند اوليا را در خلق؟ او گفت: به لطافت زبان و حسن اخلاق و تازهرويى و سخاى نفس و اندكى اعتراض و پذيرفتن عذر آن كس كه عذر دهد با ايشان و تمامى شفقت ور همه خلق، برّ ايشان و فاجر ايشان.
٦٢ .... گفت يكى را خواهى كه ولى حق باشى؟ (ص ١٨٣)
ابراهيم ادهم تذكرة الاولياء قزوينى، ج ١، ص ٩٥: نقل است كه يكى را گفت: خواهى كه از اوليا باشى؟ گفت: بلى. گفت: به يك ذره دنيا و آخرت رغبت مكن و روى به خداى آر به كلّيت؛ و خويشتن از ماسوى اللّه فارغ گردان و طعام حلال خور؛ بر تو نه صيام روزست و نه قيام شب.
٦٣. اولياى خدا را سه خصلت استوار داشت (ص ١٨٣)
يحيى معاذ
تذكرة الاولياء قروينى، ج ١، ص ٢٦٩: و گفت سخ خصلت از صفت اولياست:
اعتماد كردن بر خداى در همه چيزها و بىنياز بودن بدو از همه چيزها و رجوع كردن بدو در همه چيزها.