راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٥٢ - جعفر دوانيقى (ص ١٤١)
عبد العزيز بن ابى دؤاد يا رواد: (ص ١٣٩)
. ابو عبد اللّه احمد بن ابى دؤاد، از اعاظم قضات آل عباس است. مراتب علم و مقامات فضلش، محتاج شرح و بيان نيست. در سال ١٦٠ ه. ق در شهر قنسرين درگذشت (راهنماى دانشوران، ج ١، ص ٣٣٠). در ص ١٩٨، ج ٨ حلية الاولياء مذكور است: «منهم العابد السجاد و الشاكر العوار ابو عبد الرحمن عبد العزيز بن ابى رواد. كان للعباده مغتنا و للمصائب و المحن متكتما» و در طبقات الكبرى، ج ٥، ص ٤٨٨، تاريخ فوت وى، ٢٥٧ ه. ق ذكر شده است. شخصيت مذكور بايد جداى از عبد العزيز بن ابى داود قاضى باشد.
ابو سعيد خراز: (ص ١٤١)
. احمد بن عيسى بغدادى (متوفى ٢٧٧ ه. ق)؛ عارف و صوفى مشهور قرن سوم هجرى. وى از ياران ذوالنون مصرى بود و در پارهاى از مسائل تصوف، سخنان جالب و انديشههاى مؤثر از او بيادگار مانده است.
(دائرة المعارف مصاحب، ج ١، ص ٣٠؛ و رك. نفحات، ص ٧٣؛ تذكرة الاولياء، ص ٤٥٠
جعفر دوانيقى: (ص ١٤١)
. ابو جعفر بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس، دومين خليفه عباسى (٣٦- ١٥٨ ه. ق)؛ بعد از برادرش عبد الله صفاح به خلافت رسيد. نخست ابو مسلم خراسانى را كه از او تخويف يافته بود، به حيله كشت (١٣٧ ه. ق) و زانپس، دو تن از بزرگان علوى از اولاد امام حسين (ع)- محمد ملقب به النفس الزكيه و برادرش- را كه عليه وى قيام نموده بود، بدست آورد و كشت (١٤٥ ه. ق)؛ بغداد را بنا نهاد و آن را مدينة الاسلام ساخت؛ و هم ابن مقفع- منشى بليغ ايرانى خود و مترجم كليله و دمنه- را بكشت. در وجه تسميه او به دوانيقى آمده است:
گويند چون به خلافت رسيد، گفت: خواهم مالى به اهل كوفه بخشم از زن و مرد و خرد و بزرگ. چون مال پخش كردند، به هر تن پنج درم رسيد. از اين رو او را دوانيقى نام كردند. پس از آن، براى باره كوفه از هر تن چهل درم بستند.
(يادداشتهاى مرحوم دهخدا؛ لغتنامه دهخدا، ج ٣٢، ص ٣٠٨ و ج ٤٣، ص ١٢٧٨؛ و