راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٦٣ - نسخه مير
٣٨١. و از نازكى امر او را محل خطاب كرد
٣٨٢. زيرا كه لقمه با حلاوت و جام مالامال زلال محبّت و صافى شراب معرفت در قدح فرح از شرابخانه و سقاهم آن مهتر و سرور را پياپى بود
٣٨٣. اگر
٣٨٤. وقت تيره كند
٣٨٥. باز ايست تا وقت تو خوش بود
٣٨٦. اگر از غبار تن پاك شوى
٣٨٧. قدست اسراره
٣٨٨. راست
٣٨٩. خشك سالى بود، موسى صلوات الرحمن عليه
٣٩٠. در يك ديگ آب و خاك و تخم بنه در زير او آتش در زن و در يك ديگ ديگر تخم بىآب و خاك بنه و آتش درگير
٣٩١. او همچنان كرد
٣٩٢. رسته نشد
٣٩٣. روياننده منم
٣٩٤. بىميانجى زمين و آسمان
٣٨١. بارگى امر او را محل خطاب كردند
٣٨٢. زيرا كه لقمه با حلاوت حلال از جام مالامال زوال محبّت و شراب صافى معرفت در قدح فرح از شرابخانه «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً» جز بدست آن مهتر و سرور با دوستان دوستكامى نتوان خورد.
٣٨٣. پس اگر
٣٨٤. وقت صافى تيره كند
٣٨٥. دست بدار و بازايست تا وقت تو خوش شود
٣٨٦. زغبار نفس اگر پاك شوى
٣٨٧. قدس الله اسراره
٣٨٨. را بود
٣٨٩. نقل است كه خشك سالى بود در زمان موسى ٧
٣٩٠. در يك ديگ آب و خاك و تخم بنه و در يك ديگ تخم بىآب و خاك و آتش درگير و در زير آن
٣٩١. موسى ٧ چنان كرد
٣٩٢. نرست و سبز نشد
٣٩٣. روياننده نبات منم
٣٩٤. بىميانجى و واسطه آب و خاك و زمين و آسمان