راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٣٩ - حاتم اصم (ص ١٠٦)
يعقوب قارى: ٦
. شناخته نشد. شايد منظور ابو محمد يعقوب بن زيد بن اسحق الحضرمى البصرى، از جمله قراء باشد.
(رك. به تاريخ گزيده، ص ٦٢٩)
ابو العباس حمزه: (ص ١٠٦)
. شايد منظور عباس بن حمزه نيشابورى باشد كه مردى بزرگ بود از متقدمان و با ذوالنون و بايزيد و غيرهما صحبت داشت و در ماه ربيع الاول ٢٨٨ ه. ق از دنيا برفته است. وى جد ابو بكر حفيه است. ابو بكر حفيه گويد كه وى گفته كه ذو النون گفته: «لو علموا ما طلبواهان عليهم ما بذلوا» (نفحات الانس، ص ٦٨) و شايد «ابو العباس حمزه بن محمد هروى (متوفى ٢٤١ ه. ق) از جمله مشايخ است.
(رك. به نفحات الانس، ص ١٥؛ تاريخ تصوف دكتر غنى ٣/ ٢٤١)
عصام بن يوسف: (ص ١٠٦)
. شناخته نشد. در ترجمه رساله قشيريه، ص ٢٢٩ آمده است:
عصام بن يوسف- امير بلخ- چيزى فرستاد نزديك حاتم اصم؛ فراپذيرفت. او را گفتند چون است كه بستدى؟ گفت: اندر گرفتن آن، دل خويش ديدم و عزّ او و اندر باز فرستادن، عز خويش ديدم و ذلّ او. ذلّ خود بر عزّ خويش اختيار كردم.
حاتم اصم: (ص ١٠٦)
. حاتم بن عنوان اصم، مكنّى به ابو عبد الرحمن، از قدما و مشايخ خراسان و اهل بلخ بود. با شقيق بلخى، مصاحبت داشت؛ و به قولى مريد وى بود.
وفاتش به سال ٢٣٧ در اشجرد يا ماهجرد از نواحى بلخ يا خراسان اتفاق افتاد (حاشيه مصيبتنامه، به نقل از نفحات الانس، سفينة الاولياء، و ريحانة الادب). در ترجمه رساله قشيريه، ص ٤٢ آمده است: از استاد ابو على شنيدم كه وقتى زنى به نزديك وى آمد تا چيزى از وى بپرسد. اتفاق چنان افتاد كه اندر آن وقت آوازى از آن زن بيامد. خجل شد.
چون در سخن آمد، حاتم گفت: آواز بردار و چنان فرا نمود كه وى كر است. آن زن شاد شد. و آن زن خبر شايع كرد كه وى نشنود و نام اصم بر وى برفت. در باب چهارم بوستان سعدى، در همين معنى آمده است: