راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٣٥ - قفاك لا تقرع (ص ٩٩)
ابو حمزه خراسانى: (ص ٩٨). (متوفى ٢٩٠ ه. ق)
. گفتهاند كه اصل وى از نيشابور بود، از محله ملقاآباد. گفتند اصل وى از گوزگان بود. با مشايخ عراق صحبت داشته و از اقران جنيد بود و پيش از وى از دنيا برفته؛ با بو تراب نخشبى صحبت داشته و با بو سعيد خرّاز رفيق بوده و وى از جوانمردان اين مشايخ است. (طبقات الصوفيه، ص ١٤٥؛ و رك.
تذكره، ج ٢، ص ٩٧؛ ترجمه رساله قشيريه، ص ٧٥؛ كشف المحجوب، ص ١٥٣)
از اوست: هر كه دوستى مرگ اندر دل گيرد، هر چه باقيست، بر وى دوست كنند و هر چه فانيست، بر وى دشمن كنند. (رساله قشيريه، ص ٧٠)
وهب بن الورد: (ص ٩٨). (متوفى ١٥٣ ه. ق)
. وهيب بن الورد، نامش عبد الوهاب است كه به تصغير بصورت «وهيب» درآمده است. از عابدان و حكماى اهل مكه و از اقران ابراهيم ادهم. داراى اخبار و كلمات مأثوره. سفيان ثورى او را در وارستگى و بزرگى، به «طيب» عطر تشبيه كرده است. (تعليقات عوارف، ص ٢٩٩، به نقل از قاموس الاعلام، ج ٩، ص ١٥١؛ حليه، ج ٨، ص ١٤٠؛ طبقات الصوفيه، ص ٤٤)
كسى كه عزّت عزلت ...: (ص ٩٨)
. در مرزباننامه، آمده است:
اما طالبان دنيا، حلقه در قناعت [را] به شكل مار مىبينند كه هر كس را دست جنبانيدن آن حلقه نيست، لاجرم از سلوت سراى اقبال و دولت چون حلقه بر درند.[١]
|
كسى كه عزّت عزلت نيافت هيچ نيافت |
كسى كه روى قناعت نديد هيچ نديد |
|
قفاك لا تقرع ...: (ص ٩٩)
. ضرب المثل عربى است، به گواهى متن. مصدر آن بدست نيامد.
[١] - در مناهج الطالبين، ص ١٢٢ آمده است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|