راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٦٠ - حكايت
اى احمد![١] هر كه را عقل نيست، او از غنا محرومست. مال بىعقل و بالست. نور عقل مرد را جمال و مالست.[٢] و فقر و فاقه نيست هر كه را جهل نيست؛ يعنى عالم بىمال توانگرست و بىحشم سرور و مهتر.[٣] و در ملك رضا، پادشاه نيست، هر كه را [به] اندك قناعت نيست؛ و او را بسيارى[٤] نعمت، سبب[٥] فراعت نى.[٦]
شعر[٧]
|
قليل منك يكفينى و لاكن |
قليلك لا يقال له قليل |
|
بيت
|
اندك از داد دوست بسيار است |
هر كه را چشم عقل بيدار است |
|
حكايت[٨]
جنيد- رحمة الله عليه[٩]- در پيش ابو حفص حداد[١٠] سخن مىگفت در صبر و تصبر.
[ابو حفص گفت كه: شرم ندارى كه در پيش من، از صبر سخن گويى؟][١١] گفت: آرى؛ حقيقت مقام صبر با تست و سخن صبر با ما.
و گفتهاند: مرض بر[١٢] سه قسم است و شفا به[١٣] سه نوع است: مرض تن را شفا در نعمت[١٤] عسل نهاد كه[١٥] «فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ»؛ و مرض دل را شفا در حلاوت[١٦] كلام خود نهاد كه[١٧] «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»؛ و بيمارى محبت[١٨] را شفا در لقاى خود نهاد
[١] - پس خطاب فرمود كه اى احمد.
[٢] - مال و جمال است.
[٣] - فيروز و مهتر.
[٤] - به بسيارى.
[٥] - نسبت.
[٦] - فراغت نيست.
[٧] - رباعى.
[٨] -( حكايت) ندارد.
[٩] - جنيد بغدادى.( رحمة) ندارد.
[١٠] - قدس الله سرهما.
[١١]. عبارت در( س) پريشان است و افتادگى دارد.
[١٢].( بر) ندارد.
[١٣].( ب) ندارد.
[١٤].( نعمت) ندارد.
[١٥]. قوله تعالى.
[١٦].( حلاوت) ندارد.
[١٧]. قوله تعالى.
[١٨]. مرض محبت.