راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢١٠ - ٧ عافيت ده قسم (ص ٩٨) وهيب بن الورد
گفتم: اين مرا فتوح بوده است. اندر من نگريست به گوشه چشم و گفت: من فراغت و نشست با خداى تعالى به هفتاد هزار دينار خريدم، به غير از ضياع و مستغل مىخواهى كه مرا بدين غرّه كنى و بفريبى؟ برخاست و آن سيم آنجا بريخت بنشستم و آن سيم مىبرداشتم. هيچ عزّ چون او نديدم كه برخاست و چون ذلّ خويش كه من برمىچيدم.
٤. با كثرت عيال و قلّت مال (ص ٩٥) «فضيل عياض»
در تذكرة الاولياء، ج!، ص ٨٦، آمده است: ... و بس گفتى؟ الهى! مرا گرسنه مىدارى و عيال مرا گرسنه مىدارى و مرا و عيال مرا برهنه مىدارى و مرا شب چراغ نمىدهى؛ و تو اين با اولياى خويش كنى، به كدام منزلت فضيل اين دوستى يافت از تو.
(تذكرة الاولياء قزوينى، ج ١، ص ٨٦) رك. به احياء العلوم، ترجمه ربع مهلكات ٢٥٢/ ١
٥. الالسنه المستنطقات (ص ٩٨) حسين منصور:
كشف المحجوب هجويرى، چاپ پاكستان، ص ١٦٠، ذيل احوال منصور حلاج.
و از وى مىآيد كه گويد: الالسنه مستنطقات تحت نطقها مستهلكات (يعنى زبانهاى گويا، هلاك دلهاى خاموش است). اين عبارت، جمله آفت است. و اندر معنى حقيقت عبادت هدر باشد. چون معنى حاصل بود، به عبارت مفقود نگردد و چون معنى مفقود بود، به عبارت هدر باشد. چون معنى حاصل بود، به عبارت مفقود نگردد و چون مفقود بود، موجود نگردد. سواى آنكه اندر آن پنداشتى، پديدار آيد و طالب را هلاك كند؛ تا وى عبارت را پندارد كه معنى است. و الله اعلم
٦. سخن نيكو گفتى ... (ص ٩٨): ابو حمزه خراسانى
در رساله قشيره، به ابو حمزه بغدادى نسبت داده شده و آمده است: در فوايد خاموشى:
ابو حمزه بغدادى گويند سخن نيكو گفتى. هاتفى آواز داد. سخنهاى نيكو بسيار گفتى.
اگر خاموش باشى، نيكوتر بود. نيز سخن نگفت تا فرمان يافت و پس از آن بيش نزيست. ترجمه رساله قشيريه، ص ١٨٥.
٧. عافيت ده قسم ... (ص ٩٨) وهيب بن الورد
در حلية الاولياء، ج ٨، ص ١٤٢ آمده است: ... قال حكيم من الحكماء: العباده او