راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٢٤١ - خليل (ص ١١١)
نمرود: (ص ١١١)
. نمرود، پسر كنعان بن سام بن نوح بود. معنى نمرود، «لم يمت» و آن كافر مشهور، از جمله كسانى بود كه به پادشاهى تمام روى زمين رسيد. وى دعوى الوهيت كرد و مردم را به پرستش خويش وادار نمود. حضرت ابراهيم به سوى او و قومش مبعوث شد. نمرود بعد از محاربه با ابراهيم، به مشورت يارانش، آتش عظيم برافروخت و ابراهيم را در منجنيق نهاده، در آن پرتاب كرد. آتش بامر الهى بر ابراهيم گلستان شد. باز هم نمرود ايمان نياورد و همانطور به كفر خود ادامه داد؛ تا سرانجام پشهاى كوچك در بينى او رفت و مغزش را خورد و مدت ٤٠ سال را در غايت مرض و عذاب گذشت تا مرد.
(حاشيه مصيبتنامه، به نقل از حبيب السير، ج ١، ص ٤٤)
فرعون: (ص ١١١)
. در ازمنه سابقه، ملوك عمالقه مصر را فرعون مىگفتند؛ چنانكه پادشاهان روم را قيصر و سلاطين حبشه را نجاشى مىخواندند. اول فراعنه مصر- سنان بن علوان بن عوج بن عمليق- معاصر حضرت ابراهيم بود و فرعون ثانى، زيان بن الوليد كه نسبش به عمرو بن عمليق مىپيوست. و او يوسف مصر را امير كرد و به وى ايمان آورد. فرعون ثالث، قابوس بن مصعب بود كه پس از يوسف، رايت كفر افراشت و دست ظلم و تعدى به بنى اسرائيل دراز كرد. و پس از او، برادرش كه وليد نام داشت و همان فرعون موسى (ع) بود، به سلطنت رسيد و بيشتر از برادر در ايذا و اضرار ذريّات يعقوب (بنى اسرائيل) كوشيد و با آنكه رجال آن قوم را بندگى مىفرمود، نسوان را نيز به مطالبه خراج مىرنجاند و پس از ٥٠ سال كه ظلم را بنهايت رسانيد، دعوى الوهيت كرد؛ گفت: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى». تا سرانجام در حاليكه به تعقيب او- موسى (ع)- بيرون مىرفت، با لشكريانش در رود نيل غرق شد.
(حاشيه مصيبتنامه، به نقل از حبيب السير، ج اول، ص ٨١، خلاصه)
خليل: (ص ١١١)
. اشارت است به حضرت ابراهيم خليل (ع)؛ آنجا كه فرمود تعالى شانه:
«وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» (٢١٥/ ٤ نساء).