راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٦٤ - نسخه مير
٣٩٥. رابعه رحمها الله
٣٩٦. دعائى ياددار كه نرخ غلّه گران شد
٣٩٧. از تنگى چه نقصان
٣٩٨. ندارد
٣٩٩. و اوّل اساس معصيت و بنياد فساد كه نهاده ماند در بنده جز خوردن بىحاجت و گفتن بىمحبّت و آميزش با خلق و بر هواى خود رفتن و برگ راه به حجّت گفتن نيست
٤٠٠. ندارد
٤٠١. جان و تن را
٤٠٢. را رحمة الله عليه
٤٠٣. و اصحاب او رضى الله عنهم
٤٠٤. گفتار
٤٠٥. چنان است كه
٤٠٦. بر سر راهى
٤٠٧. صاحب مالى حالى بسر وى رسيد
٤٠٨. در آن محلّ
٤٠٩. از آستين او ببرد
٤١٠. آن حال را
٤١١. بريدند
٤١٢. تا به آن دست ديگر بگيرم
٤١٣. تا آن
٣٩٥. رابعه رحمة الله عليها
٣٩٦. دعائى كن كه نرخ غله گران شده
٣٩٧. و از تنگى ...
٣٩٨. خطاب رسيد كه
٣٩٩. و اساس معصيت و بنياد فساد در بنده جز خوردن بىحاجت و گفتن بىحجت و آميزش با خلق بر هواى نفس و موافقت ايشان و ترك راه بحجّت گفتن نيست
٤٠٠. چون صحبت با اهل غفلت كردى، هفت در دوزخ مهلك را بر خود گشاد
٤٠١. جان و دل را
٤٠٢. رحمة الله عليه را
٤٠٣. و با صحابه رضوان الله عليهم اجمعين
٤٠٤. گفت
٤٠٥. چنانكه
٤٠٦. بر سر يكى
٤٠٧. مالدارى بسر وى رسيد
٤٠٨. در آن زمان
٤٠٩. از آستين خواجه ببرد
٤١٠. آنرا
٤١١. ببريدند
٤١٢. تا بدست ديگر بگيرم
٤١٣. تا اين