راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٩١ - ٢ متن كامل شرح رساله اسرار الوحى
رزق از تصديق وعده ما ساز، در رسانيدن رزق؛ و چنانكه ما خدمت فردا، امروز از تو نمىطلبيم، تو رزق فردا، امروز از ما مطلب و ذخيره منه؛ و زبان خود را بر ذكر[١] ما نگاهدار.
پرسيد كه: دوام ذكر به چه حاصل كنم؟
جواب شنيد كه: بدل[٢] خالى از شهوات و طمع؛ و اعراض از خلق و بريدن از كام و هواى حلق[٣]؛ و از ترش و شيرين؛ و جامه رنگين؛ [و از زينت و آرايش] دنيا [اجتناب نمودن][٤] و شكم از آرزوها تهى داشتن؛ و خانه[٥] از حطام دنيا خالى كردن كه [در دلى كه جاى هوا بود][٦] باد هوا بود؛ و در خانهاى كه مردار دنيا بود، سگ شيطان به بوى مردار، دران دل و دران خانه درآيد؛ و چون در آمد، به ظلمت خود فريفتن گيرد؛[٧] و وسواس او، آن خانه و آن دل را تباه تباه دارد.
امير المؤمنين عمر[٨] رنجور شد. او را گفتند كه: گوارش براى موافقت تو بسازيم[٩]. گفت: گوارش چه بود؟ گفتند: چيزى كه اشتها آرد تا چيزى توانى خورد[١٠] و معده ترا قوى كند. گفت: «ما شبعت مذا سلمت»- تا خلعت اسلام يافتهام، با مرادات دنيا خلع كردهام[١١]؛ و سگ نفس[١٢] سير نكردهام و بر معصيت، دليرى ننمودهام[١٣] و بهره شكم را براى مايده علم و حكمت، تهى گذاشتهام؛ كه مرد، با شكم پر، از مايده ايمان و اطعمه طاعت، لذّت نيابد. چون خوردنش[١٤] چنين بود، خوابش كم بود[١٥]. گفتند: براى[١٦] خواب، دماغت را تربيت كن[١٧]. گفت: اگر شب
[١] - به ذكر.
[٢] - به دلى.
[٣] -( بريدن ... حلق) ندارد.
[٤] - عبارات داخل قلاب در( س) نيست.
[٥] - خانه را.
[٦] - عبارت داخل قلاب در( س) نيست.
[٧] - به ظلمت خود و وسواس، آن خانه و آن دل را تباه كند.
[٨] - عمر رضى اله عنه« به خط قرمز نوشته شده بود؛ كه پاك شده است. در( س) عمر رضى الله عنه ندارد.
[٩] - گوارشى سازيم از براى تو.
[١٠] - تا طعام بيشتر توانى خورد.
[١١]. آرام نگرفتهام.
[١٢]. سگ نفس را.
[١٣]. دلير نكردهام.
[١٤]. چو خوردش.
[١٥]. بودى.
[١٦]. بارى براى ما.
[١٧]. دماغ تربيت كن.