راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٨٧ - ٢ متن كامل شرح رساله اسرار الوحى
حضرت من كه پروردگار عالميانم،[١] دوستتر از توكل و رضا نيست؛ زيرا سند[٢] قسمت، از عين حكمت خيزد و كار خود با دوست[٣] گذاشتن، علامت معرفت بود؛ و شرط حقيقت ايمان، درست كردن نسق[٤] توكل است؛ چنانكه[٥] مولى سبحانه و تعالى[٦] مىفرمايد: «وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» و مشايخ- قدس الله ارواحهم- در توكل، سخن بسيار گفتهاند.
معنى نزديكتر آن است كه سرّ دوستى، دو چيز است: فرمان دوست را كمر بستن و كار خود به دوست در بستن و بدو بازگشتن.[٧] و وكيل اسمى است[٨] از اسماء حسنى[٩]. حق مهم متوكلانرا[١٠] وكيل است و رزق بندگان را كفيل[١١].
اما توكل، شجره مبارك است[١٢]، بيخ او يقين است و تنه او تسليم است و شاخ او پسند قسمت است و شكوفه او رضا[١٣] و غصن او شكر و ثمره او تفويض است. آبخور او جويبار محبّت؛ پرورش[١٤] او در زمين معرفت؛ سايه او در[١٥] سرمايه سلوت.
نظم[١٦]
|
باش آزادمرد در[١٧] اسباب |
در جهان همچو كاسه بر سر آب |
|
|
فارغ از بهرههاى جسمانى |
يافته تحفههاى روحانى |
|
|
كار بگذاشته به حضرت يار |
شاكر از حق به اندك و بسيار |
|
[١] - پروردگار عالميانم« ندارد».
[٢] - پسند.
[٣] - به دوست.
[٤] - سبق.
[٥] - چنانچه.
[٦] - حق سبحانه و تعالى فرمود.
[٧] - باز گذاشتن.
[٨] - اسميست.
[٩] - حسنى حق سبحانه.
[١٠] - كه اوههم متوكلان را.
[١١]. كافى و كفيل است.
[١٢]. مباركهاى است كه.
[١٣]. و برگ او صبر.
[١٤]. و پرورش.
[١٥].( در) ندارد.
[١٦]. مثنوى.
[١٧]. از.