راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٧٤ - حكايت
[يا احمد!] ليس شيىء من العباده احبّ الىّ من الصّمت و الصّوم فمن صام و لم يحفظ لسانه كان كمن قام و صلّى[١] و لم يقرأ فى صلواته شيئا[٢] فاعطيه أجر القيام و لا اعطيه[٣] اجر العابدين[٤].
[٥] اى احمد! نيست هيچ عبادت به حضرت من پسنديدهتر و دوستداشتهتر از روزه و خاموشى؛ و هر كه روزه دارد و زبان نگاه ندارد، چنانست كه در نماز قيام آرد[٦] و حق قرائت فروگذارد؛ ثواب[٧] رنج و قيام يابد، اما از فضيلت قرائت محروم بود[٨]. چون قهر كردى، شهوت خوردن را شهوت گفتن[٩] را فروبند تا شايسته [شهود] گردى[١٠].
روزه اهل معرفت[١١]، اول چشم بستن است از نظر[١٢] و روزه گوش از شنيدن كلام بى [خير][١٣] و صوم لسان باز بردن از نابود معتبر[١٤] و مراعات دل از خواطر و فكر با [ضرر][١٥] و ترك حركات و سكنات بىبصر[١٦]: «فيما لا يؤمر»[١٧]. هر كه[١٨] چنين روزه گرفت، اگر يد و جارحه به اكل و شرب و مباشرت حلال شروع كند، وى در طريقت از جمله صايمان است؛ و اگر بدين دو جارحه روزه گيرد و مراعات نهى بجاى[١٩] نيارد،
[١] - ب: ... قام و لم يقرأ فى صلاته.
[٢] - ب:( شيئا) ندارد.
[٣] - ب: و لم اعطه.
[٤] - اعطاه.
[٥] - خطاب فرمود كه.
[٦] - قيام نمايد.
[٧] - پس ثواب.
[٨] - از فضيلت قرائت و ثواب عابدان محروم بود.
[٩] - و شهوت گفتن.
[١٠] - چون شهوت خوردن را قهر كردى، شهوت گفتن را فروبندى تا شايسته شهود گردى.
بيت
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[١١]. گفته ايشان است كه روزه اهل معرفت.
[١٢]. از حرام.
[١٣]. س: بىعيب؛ مير: و گوش از شنيدن كلام بىخير.
[١٤]. و زبان بستن از سخن نامعتبر.
[١٥]. از خواطر و فكر با ضرر؛ س: با صدر.
[١٦]. س: بىصبر؛ مير: بىبصر.
[١٧]. فيمالم يؤمر.
[١٨]. س: هم هر كه.
[١٩]. س:( بجاى) ندارد.