ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٢
و او را به همان صورت لخت از همه چيز حتى وجود او بررسى كنيم تا بفهميم در كجا به ماده (٥) قراردادى (آزادى در عمل) مىرسيم و آيا اين ماده نسبت به بنده در كارگاه بزرگ خدا واقعيت دارد يا نه؟
براى رسيدن به اين مقصود، ما شروع به پياده كردن تمام ارتباطات اين كارگر مىكنيم، با اشاره به آنچه از طرف صاحب كار (خدا) در دسترس او قرار دارد:
١- محيط كارخانه از نهايت فضاى مربوط به او تا پهناور زمين از صحرا و دريا و .. و ..
٢- برجهاى استخبار و ارتباط با اين محيط وسيع كه در وجود او تعبيه شده است: حواس خمس ظاهره ديدن، شنيدن، بوئيدن، چشيدن، بسيدن.
٣- جهاز تنفس تا عمق ريه.
٤- جهاز جريان خون از حوضچه قلب تا بن بست رگهاى درشت و ريزى كه وجود دارند.
٥- جهاز گوارش: از سر تا پاى بدن.
٦- جهاز توليد مواد عناصر: كارخانجات كبد، از قندسازى، آهن سازى، و .. و ..
٧- جهاز اعصاب: مركز تأثرات احساسى از مغز سر تا بن بست پوست تن.
اينها قسمتهاى مرئى و ديدنى وجود اين كارگر است كه از طرف صاحب كار يك جا در دسترس او قرار گرفته و زير نظر مستقيم صاحب كار محافظت و نگهبانى مىشود، وسائل نامرئى و مرد مرموز ديگرى هم در دسترس او هست كه:
٨- قوه دريافت و محفظه خبرهاى وارده به توسط حواس ظاهره نامبرده يعنى دستگاه حس مشترك و حافظه.
٩- دستگاه تركيب و اختلاط و دسته بندى اخبار وارده: قوه خيال.
١٠- دستگاه نمونهگيرى و كاريكاتور: قوه واهمه.