ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٢٢ - ٣ - سنة قائمة
ندارد اين جواب را بدهد و حديث ششم به خوبى اين موضوع را توضيح مى دهد كه امام صادق (ع) به مثل محمد بن مسلم كه از افاضل دانشمندان شاگردان او است مىفرمايد: اگر مسألهاى كه از شما بپرسند ندانيد صريحا بگوئيد نمىدانم نگوئيد" الله اعلم" كه موجب نگرانى سئوالكننده شود به اعتبار اينكه شما نخواستيد جواب او را بدهيد يا نسبت به شما بدبين شوند كه ممكن است از نظر عقيده مخالف حكومت وقت جواب صريح نمىدهيد، چون دستگاه تعقيب شيعه و پىگيرى از اسرار آنها در زمان امام صادق و دوران خلافت منصور عباسى و هم در دوره هرون الرشيد بسيار سخت و دقيق بوده چنانچه بسا خود شخص منصور و هرون به جاسوسى نسبت به مردم مى پرداختند و از مضمون حديث وضوى داود ضربى و هم حديث جبه اهدائى هرون به على بن يقطين اين موضوع به خوبى روشن است. معرفتى كه مقدمه عمل است عقيده و ايمان درجه اول است كه اول پايه مسلمانى است و شرط اقدام به عمل دينى مقبول است و معرفتى كه نتيجه عمل است اطمينان و وجدان دينى است كه بر اثر تمرين و مداومت به اعمال حاصل مىشود و ترك اعمال دينى دليل بر نبودن اول مراتب معرفت است كه عقيده بدين و اصول اوليه آن باشد چون توحيد و نبوت و معاد. نفى علم از بىعمل دو راه دارد:
الف- از نظر ادبى نفى شىء است به نفى اثرش و منظور از آن نفى فائده و نتيجه علم است مانند اينكه گويند فلانى مرد نيست يعنى آثار مردى ندارد.
ب- نفى مقام وجدانى است چون علم يك تصديق قلبى است كه محصول دليل و برهان است و اين تصديق قلبى وقتى كامل شد به مقام وجدانى مىرسد و علمى كه عمل ندارد علم وجدانى نيست و از اين نظر به طور حقيقت علم نيست و تعبير از اينكه وقتى عمل نشد مىكوچد اشاره به اين