ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦١ - باب كون و مكان
بماند پير نگردد، از چيزى نعره ترس نزند بلكه از ترسش همه چيز نعره كشد، زنده است نه به زندگى پديدارى و نه به بود قابل وصفى و نه كيفيت قابل تعريفى و نه بر جاى حيز بخشى و نه مكانى كه همسايه پذيرد، بلكه زندهاى است سرشناس و ملكى است كه توانائى و سلطنتش هميشه بر جا است، آنچه به محض آنكه خواست به مشيت خود آفريد نه محدود است و نه تبعيض شود و نه نيست گردد، سر آغاز هستى است بىچگونگى و انجام آن است بىجايگزينى، همه چيز نابود است جز نمايش او، از آن او است آفرينش و فرمان، مبارك باد خدا پروردگار جهانيان.
واى بر تو اى سئوالكننده، به راستى پروردگارم دستخوش اوهام نگردد و شبههاى در پيرامونش نچرخد و سرگردانى ندارد و چيزى به حريم ذاتش نگذرد و پيشامدى برايش رخ ندهد، مسئول چيزى نگردد، بر چيزى پشيمانى نكشد، چرتش نبرد و خواب ندارد، از آن او است هر چه در آسمانها و زمين و ميان آنها است و آنچه زير خاك است.
٤- يهود گرد خاخام بزرگ انجمن كردند و گفتند: اين مرد (مقصودشان امير مؤمنان (ع) بود) دانشمند است ما را نزد او ببر تا از او پرسش كنيم، خدمت آن حضرت آمدند و به آنها گفته شد: آقا در كاخ حكومتى است، به انتظارش ماندند تا برگشت، خاخام بزرگ به عرض او رسانيد كه: ما آمديم چيزى بپرسيم، فرمود: اى يهودى، بپرس از هر چه خواهى، گفت: من از تو مىپرسم كه پروردگارت از كى بوده است؟ فرمود: بوده است بىهستشدن، بوده است بىچگونگى، هميشه بوده بدون اندازه و بىكيفيت پديد شدن، پيش از وى براى او نيست، او خود پيش از هر پيش است و