ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥٥ - باب ديگرى كه تتمه باب اول است(جز اينكه اضافهاى دارد در بيان فرق ميان مفهوم اسماء الهيه و اسماء مخلوقين)
ظهور داد كه معنى پيروزى و غلبه دارد و ظهور خدا بر اشياء به همين معنى است و معنى ديگرش اينكه آشكار است براى هر كه او را خواهد و او را جويد و نهان نيست از جوينده خود و او است مدبر هر چه آفريده، كدام آشكارى از خداى تبارك و تعالى روشنتر و آشكارتر است، زيرا هر سو رو كنى صنعى از او در پيش تو است و در خودت آثار او به اندازه كفايت هست، و ظاهر كه به ما گفته شود معنى بارز و معلوم و مشخص دارد، در اسم با هم هستيم و در معنى با هم نيستيم.
و اينكه بخدا باطن گويند باين معنى نيست كه درون اشياء است ولى باين معناست كه درون هر چيز را داند و حفظ كند و تدبير نمايد چنانچه كسى گويد: (ابطنته) يعنى او را بررسى كردم و از راز درونش مطّلع شدم و باطن در وصف ما: كسى است كه در چيزى نهان و مستور است، در اسم جمع شديم و در معنى جدائيم.
قاهر- در وصف خدا اين معنى را ندارد كه در كار خود چارهجوئى و رنج برى و نقشه كشى و مدارا و نيرنگ به كار مى برد چنانچه مردم يك ديگر را به اين وسائل مقهور مىسازند و آنكه مقهور شده با استفاده از اين وسائل باز قاهر مىشود و قاهر به مقهورى بر مىگردد ولى معنى قاهر در باره خدا اين است كه هر آنچه را كه آفريده است در برابر او كه آفريننده است خوار و زبون است و يك چشم بهم زدن ياراى جلوگيرى از مقدرات خالق خود را نسبت به خويش ندارد زيرا خدا به محض اينكه گويد: باش، او مىباشد، و همچنين هستند همه اسماء الهيه اگر چه ما متعرض شرح و تفسير همه آنها نشديم ولى تأمل در آنچه براى تو گفتيم نسبت به فهم همه كافى است، خدا يار و يار ما باد در توفيق و ارشاد نسبت به ما.