ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٠ - انسان از نظر نيروهاى درونى
كه يكى از آنها منظره خوبى است كه مورد استفاده او است. بعضى كيّس را مصدر خواندهاند و معنى او از آن فهم شود و ممكن است صفت باشد و در اين صورت معنى دوم انسب است.
پسر جانم دنيا دريائى است ژرف، بسيار جهانى در آن غرقه شده، بايد در آن به كشتى تقواى خدانشينى و آن كشتى را از ايمان پر كنى و بادبانش از توكل برافرازى، ناخداى آن خرد، و رهنماى آن دانش باشد و لنگرى از شكيبائى برايش بسازى. اين مجموعهاى است از صفات و خصال عقل كه نتيجه روشنى و نورانيت است و از صفات جهل و آثارش كه تاريكى درون و نادانى است، عواطف و احساسات انسان وقتى به نور عقل روشن شد و در كار و گفتار انسان اثر بخشيد و در جامعه منعكس شد اين مجموعه زيبا كه به نام جنود عقل منظور شده بوجود مىآيد و انسان سالمى را نشان مىدهد و چون عقل نابود يا سست شد و زندگى انسان بر پايه عواطف و احساسات محض كه اساس جهش و جنبش دام و دد است جريان يافت مجموعه تاريك و ناهنجارى به وجود مى آيد و لشكر شيطان خوانده مىشود و به عبارت ديگر اين صفات با انسان سالم و اضداد آن با انسان جاهل مجسم مىشوند.
براى توجه به حقيقت و خاصيت عقل، فهم و مطالعه نيروهاى انسانى لازم است.
[حقيقت و خاصيت عقل]
انسان از نظر نيروهاى درونى:
انسان محسوس مركب از سلولهاى زنده است و با بسيارى از موجودات عالم ماده در شكل و خواص عمومى شريك است، در ذات خود نورى ندارد ولى مانند اجسام ديگر نور را جلب مىكند و از خود منعكس مى نمايد ولى نيروهاى درونى انسان بسيار حيرت انگيز و اسرار آميز است و اجتماع و صنعت و فلسفه و مذهب تراوش نيروهاى درونى انسانى است كه هميشه براى آن تلاش كرده و تاكنون نتوانسته پرده از رموز درونى خود