ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨٣ - ٣ - قابليت حركت
و سبب ماده عربى نيست و شايد از زبانهاى يونانى و فرس و غيره با تغيير لهجه و حروف به زبان عربى نقل شده و معمول گرديده، و مشعر بر اين معنى است آيه شريفه سوره جن كه در مقام نقل از جن مىفرمايد: «آنها مى گفتند: وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً» كه ترجمه آن اين است كه:
«بلند است بخت پروردگار ما، نه همسرى دارد و نه فرزندى» اخبارى وارد شده است كه دلالت دارد بر نهى از اين تعبير نسبت به خدا و اين دو وجه دارد:
الف- كلمه «جدّ» به معنى بخت و حظ و بهره و قسمت نسبت به خدا صحيح نيست زيرا اين كلمات در باره كسى به كار مىروند كه مسلط بر خود نيست و تحت تأثير عوامل ديگرى است و بعبارت ديگر درمانده و سرگردان است و پى شانس مىگردد و به اين ملاحظه اين تعبير نسبت به خدا بسيار زننده و ناروا است و صدور اين تعبير از جن با آنكه آنها هم عقل دارند و شايد در فهم حقائق از بشر عادى هم زيركتر باشند به حساب جهل آنها بوده بدان چه لائق مقام خدا است.
ب- چون اين جمله نسبت جدّ به خدا مىدهند و جدّ به معناى پدر پدر است و بسا در ذهن مخاطب، اين شبهه را ايجاد كند كه خدا جدّ و نيا دارد و اين منافى با آيه «لم يلد و لم يولد» است.
٣- او را به همان وصف كنيد كه خودش خود را وصف كرده است و از غير آن باز ايستيد، اين دو جمله دلالت روشنى دارند بر اينكه نبايد از خدا وصفى كرد و او را به جمله و عبارتى ستود كه از خود او صادر نباشد و بنا بر اين تعبيرات وسيع و پراكندهاى كه متعارف نويسندگان و يا شعراء و عرفاء گرديده است كه از پيش خود نسبت به خداوند تعبيراتى مىبافند و او را به اوصافى متصف مىكنند كه بسا شرمآور است، با اين حديث و احاديث هم مضمون آن مخالف است.