ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١٨ - ٣ - سنة قائمة
٢- مخالفان وابسته و مربوط با حق و آميخته به آن كه در مذهب شيعه به اشكال فراوان وجود داشتهاند و اين دسته دوم را در اين حديث به سه طائفه تقسيم كرده است:
١- معتقدان به مذهب بر اساس تحريف حقائق و تطبيق مقررات بر غير موضوع خودش كه اينها دسته غاليان هستند، كسانى كه در مذهب راه غلو و افراط پيش گرفتند و مقررات اصولى مذهب را به ناروا تحريف نمودند.
مثلا بايد خدا را پرستيد، اين يك اصل مذهبى است ولى معبوديت را اين طائفه از موضوع خودش كه خداى ناديده و واجب الوجود مطلق است تنزل دادند و بر امام تطبيق كردند و از اين جهت آنها را على اللَّهى مى گويند يعنى پرستندگان على (ع).
يا اينكه در تعليمات مذهب، ائمه بر حق مظهر اراده و مشيت تعبير شدهاند اينها مظهريت را به حلول و اتحاد تحريف كرده و در باره امامان معتقد به اتحاد با خداوند سبحان شدند.
و صوفيه هم دچار اين تحريفات گرديده و بلكه به وجه زشت ترى شيخ طريقت را معبود و گاهى خداى مجسم دانستهاند.
٢- بىعقيدههائى كه خود را در لباس مذهب در آوردند و به آداب آن متظاهر شدند ولى هدف و مقصد آنها ابطال و ويران كردن اساس مذهب است از راههاى مختلف كه يكى از آنها جعل اخبار منافى و مخالف حقايق مذهب بوده تا پيروان ائمه را بوسيله اين اخبار و تعليمات جعلى منحرف و فاسد العقيده سازند و در نزد مخالفان اعتبار و آبروى دين و ائمه را ببرند.
٣- پيروان جاهل و نادان مذهب حقاند كه در اصول عقايد و اعمال مذهبى به سليقه خود تصرف مىكنند و آنها را تأويل و توجيه مىنمايند تا باب طبع و ذوق جاهلانه آنها گردد و به اين وسيله بدعتهاى فراوان در مذهب به وجود مىآيد و كم كم حقايق مذهب در زير ابر اين بدعتها مخفى و پنهان