ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٧ - باب صفات ذات
بن جعفر (ع) گفتم: هشام بن حكم معتقد است خدا جسمى است كه نيست به مانند او چيزى، دانا است، شنوا است، بينا است، توانا است، متكلم است، ناطق است، و كلام و قدرت و علم در يك روشند و هيچ كدامشان آفريده نيستند، فرمود: خدا او را بكشد، نمى داند كه جسم محدود است و كلام جز متكلم است، پناه به خدا، به خدا از اين گفته پناه مىبرم، خدا نه جسم است و نه صورت و نه محدود است و هر چيزى جز او مخلوق است، همانا هر چيز به اراده او است و به خواست او، بىگفته و ترديد در خاطر، و نياز به زبان.
٨- محمد بن حكيم گويد: براى أبو الحسن (ع) گفته هشام جواليقى را بيان كردم و آنچه در باره جوان كامل مىگويد و گفته هشام بن حكم را هم برايش بيان كردم، فرمود: چيزى نيست كه مانند خدا باشد.
باب صفات ذات
١- أبو بصير گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود:
هميشه خداى عز و جل پروردگار ما بوده است و علم ذات او بوده گاهى كه اصلا معلومى نبوده، شنوائى ذاتش بوده آن گاه كه مسموعى وجود نداشته، ديدن ذاتش بوده آن گاه كه ديده شده