ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٥ - باب نهى از جسم و صورت در باره خدا
خدا گفتهاند پرسيدم، جواب نوشت: گيجى سرگردان را از خود دور كن، و از شيطان به خداوند پناه بر، قول حق آن نيست كه آن دو هشام گفتهاند.
٦- يونس بن ظبيان مىگويد: خدمت امام صادق (ع) رسيدم و به آن حضرت عرض كردم كه: هشام بن حكم گفتار ناهنجار مفصلى دارد و من چند كلمهاش را براى شما مختصر مى كنم، او معتقد است كه خدا جسم است زيرا چيزها دو قسم باشند:
جسم، و اثر و كار جسم، و نمىشود كه صانع فعل و اثر باشد ولى جائز است كه فاعل باشد.
امام صادق (ع) فرمود: واى بر او، نمىداند كه جسم محدود است و نهايت دارد و صورت هم محدود است و نهايت دارد، اگر داراى حد شد در معرض فزونى و كاستى است و هر چه در معرض فزونى و كاستى است مخلوق است. گويد: گفتم: پس من در اين باره چه بگويم؟ فرمود: خدا نه جسم است و نه صورت، او جسم آفرين همه اجسام و صورتگر صور است، جزء ندارد، نهايت ندارد، فزون نشود و نكاهد، اگر چنان باشد كه آنها گويند ميان خالق و مخلوق و آفريننده و آفريده فرقى نماند، ولى او پديدارنده است و فرق او با كسى كه جسمش آفريده و صورتگريش كرده و پديدش آورده اين است كه چيزى به او نماند و او هم به چيزى نماند.
٧- حسن بن عبد الرحمن حمانى گويد: به ابى الحسن موسى