ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٣ - باب نهى از جسم و صورت در باره خدا
توحيد بپرسم، او خود برايم ديكته كرد كه:
حمد از آن خدا است كه همه چيز را پديده هستى داده و ابتكارى به جا نموده است، نه چيزى پيش آفرينش او بوده تا اختراع صدق نكند و نه علت و سببى در ميان بوده كه ابتكار درست نيايد، هر چه را چنانچه خواست آفريد و در اين آفرينش تنهائى گزيد براى اظهار حكمت و حقيقت ربوبيت خود، خردها او را در چنگ نيارند و اوهام به وى نرسند، ديدهها او را درك نكنند و در اندازه نگنجد، زبان تعبير در برابر آستان او درمانده و ديدهها در فرود هستى او خود را ببازند، صفات گوناگون در حضرت او گم و سرنگونند، بىپرده در نهانى عميق نهفته است و بىپوشش كلانى خود را در پرده گرفته، ناديده شناخته شده و بىتصوير ستوده گرديده و بىجسمى نشانهگذارى شده، نيست شايسته پرستشى جز خداى بزرگ و برتر.
٤- محمد بن حكيم گويد: براى أبو ابراهيم (امام كاظم ع) گفته هشام بن سالم جواليقى را بيان كردم و گفته هشام بن حكم را حكايت نمودم كه خدا را جسم دانند، فرمود: به راستى چيزى به خداى تعالى مانند نيست، چه هرزهدرائى و ياوهسرائى كهتر از گفتار كسى است كه آفريننده هر چيز را به جسم بودن يا صورت يا وضع مخلوق يا محدوديت يا به داشتن اندام وصف كند، خدا بسيار از اين گفتار برتر است.
٥- محمد بن فرج رخجى گويد: به ابى الحسن (ع) نوشتم و از او در باره آنچه هشام بن حكم و هشام بن سالم در صورت داشتن