ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩٣ - باب كليات توحيد
(شرح كلينى مؤلف كتاب از اين خطبه) اين يكى از خطبههاى مشهور آن حضرت است تا آنجا كه نزد عامه رواج يافته، همين خطبه براى هر كه علم توحيد را جويد كافى است بشرط آنكه در آن بيانديشد و آنچه در آن است بفهمد، اگر جن و انس- منهاى پيغمبر- همزبان گردند نتوانند توحيد را چنانچه آن حضرت- پدر و مادرم قربانش- بيان كرده بيان كنند، اگر توضيحات او نبود، مردم نمىدانستند چگونه بايد راه و روش يگانهپرستى را پيمود، نبينى چه فرمايد:
نه خود از چيزى بوده و نه آنچه باشد از چيزى آفريده با گفتار خود كه از چيزى نبوده معنى حدوث و پديدش را نفى كرده و چون آنچه را خدا پديد آورده است به خلق و اختراع بىمايه و نقشه تعبير كرده گفتار كسانى را رد كرده كه گويند همه چيزها از هم پديد آمدند و هم گفته ثنويه را (معتقدين به دو خدا) رد كرده كه گمان كردند هر چيزى از مايهاى پديد آمده و طبق نقشهاى ايجاد شده و با جمله و آنچه را پديد آمده نه از مايهاى خلق كرده همه دليلهاى ثنويه و شبهات آنان را ابطال كرده، زيرا محكمترين دليل ثنويه در حدوث عالم اين است كه مىگويند: از اين دو حال خارج نيست كه: خالق اشياء را از چيز آفريده يا از ناچيز آفريده، اينكه گويند از چيز آفريده خطا است و گفته آنها كه از ناچيز آفريده تناقض و محال است زيرا كلمه من مقتضى اين است كه چيزى باشد و خلق از او ناشى شود و كلمه لا (يا نا در فارسى) با آن نقيض است، امير المؤمنين (ع) اين موضوع را به شيواترين بيانى ادا كرده كه عيبى در آن نيست. فرمود: آنچه بوده است خدا آفريده است نه از مايهاى، من را كه دلالت بر نشو و وجود مايه سابقى