ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩١ - باب كليات توحيد
را پديد نكرده تا سلطنت خود را تاييد كند و يا بيم نيستى و كاستى از خود بگرداند يا در برابر حريف ستيزهجو و هم چشم فزون طلب و شريك لجباز از آن كمك گيرد، بلكه سراسر جهان آفريدههائى پرورده و بندگانى آستان بوسند.
منزه باد آنكه آفرينش هر آنچه دست به كار او شده و پرورش هر چه آفريده بر او سنگين نيفتاده و از ناتوانى و سستى آفرينش را به همين كه هست خاتمه نداده، دانسته هر چه را آفريده و آفريده آنچه را دانسته، نه آنچه را آفريده بر اثر انديشه و علم تازهاى بوده است و نه نسبت بدان چه نيافريده شبهه و ترديدى داشته، ولى سبب هر دو قضاء نقض ناپذير و دانش نكته سنج و فرمان استوار او است، به پروردگارى يكتائى گرفته و خود را به يگانگى ويژه ساخته و مجد و ثناء را از آن خود شناخته و به توحيد و مجد و نور بخشى تنها مانده.
حمد و سپاس تنها او را سزاست و مجد و بزرگوارى حضرت او را روا است، برتر است از آنكه پسرانى پذيرد و پاكتر و مقدستر از آنكه با زنان بياميزد، عزيز و والا است از آنكه همسر شريك شود، در آنچه آفريده ضدى ندارد و در آنچه دارد همطرازى برايش نيست و احدى در ملك او شركت ندارد، يگانه يكتاى بىنياز و روزگار برانداز و جاى گير عمر هستى، آنكه هميشه بوده و هميشه باشد يگانه و ازلى، پيش از آغاز روزگار و پس از گذشت امور سراسر جهان، آنكه نه بر افتد و نه تمام شود، بدين روش بستايم پروردگارم را، نيست شايسته پرستشى جز خدا بزرگوارى است، وه چه بزرگ، والائى است وه چه والا، عزيزى است وه چه عزيز، و برتر است از آنچه ستمكاران بناحق در باره او گويند بسيار بسيار.