ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١٧ - باب اراده و بيان اينكه اراده از صفات فعل است و بيان سائر صفات فعل
٢- بكير بن اعين گويد: به امام صادق (ع) گفتم: دانش و خواست خدا، دو چيزند يا يكى؟ فرمود: دانستن خواستن نيست، ندانى كه گوئى: اين كار را بكنم اگر خدا خواهد و نگوئى اين كار را بكنم اگر خدا داند، اينكه گوئى اگر خدا خواهد دليل است كه هنوز نخواسته و اگر خواهد همان باشد كه او خواهد چنانچه او خواهد و دانستن خدا پيش از خواستن و مشيت است.
٣- صفوان بن يحيى گويد: به ابى الحسن (ع) گفتم: به من خبر ده از اراده از طرف خدا و از طرف خلق، گويد: در پاسخ من فرمود: اراده در خلق همان آهنگ درون است و آن كارى كه پس از آن از آنها عيان گردد، و اما از طرف خداى تعالى اراده همان پديد آوردن فعل است نه جز آن زيرا خدا زمينهسنجى و توجه قلبى و انديشه ندارد، اين صفات در او نيست و از صفات خلق است و ارادهاش همان فعل است و نه جز آن. بدان گويد: باش و مىباشد، بىلفظ و نطق به زبان و توجه دل و تفكر و اين طرز آفرينش او هم چگونگى ندارد و قابل توصيف نيست چنانچه خود او چگونگى ندارد.
٤- امام صادق (ع) فرمود: خدا خود مشيت را بىواسطه آفريد و همه چيز را به مشيت آفريد.
٥- يكى از اصحاب ما گويد: من در مجلس امام باقر (ع)