ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٥١ - ٣ - قابليت حركت
ظلمت عدم النور است درست است و مخالف توحيد اسلامى نيست و شايد تعبير به دو مبدأ در عقيده اصلى زردشت روى اين حساب بوده و يزدان عبارت از وجود مطلق و بحت بوده كه منشأ همه موجودات است و اهريمن كنايه از عدم مطلق بوده كه سرمايه همه اعدام متمايزه است، در اين صورت يك وجود مبدأ الاثر است و در برابر آن عدم مطلق تصور مىشود كه جز در دهن تحققى ندارد ولى اين عقيده تحريف شده و قول به وجود دو مبدأ مخالف و متضاد به نام يزدان و اهريمن به ثنويه نسبت داده شده و چنانچه از بيان حاجى سبزوارى استفاده مىشود التزام آنها به وجود مبدأ ديگرى در برابر مبدأ خير به نام اهريمن بر اساس اعتقاد به اين است كه شرور موجودات مستقلى هستند، اين است كه مىگويد:
|
الشر اعدام فكم قد ضل من |
يقول باليزدان ثم الاهرمن |
|
بديها نيست مىباشند و گمره آنكه مىگويد: بود يزدان خدائى وزان پس هست اهريمن و براى همين جواب آنها را دادهاند كه شرور عدمند و نياز به مبدأ ندارند.
و ممكن است مقصود امام صادق (ع) از كلمه اثنان همان تعدد مبدأ باشد در برابر وحدت مبدأ و مسأله اين طور طرح شود كه اگر از يك خدا بيشتر باشد و تعبير به دو از نظر اين است كه دو كمترين فرض برابر وحدت و يگانگى است و هر اشكالى در آن باشد در فرض سه و بالاتر بيشتر مىشود و كار مشكلتر و محالتر است، بنا بر اين بيان امام نظر به خصوص ثنويه و معتقدين به دو خدا ندارد.
و حاصل استدلال اول امام (ع) اين است كه فرض دو خدا محال است، زيرا اگر هر دو قوى باشند در ذات خود يعنى هستى بخش باشند نسبت به هر موجودى بايد از تأثير خود رفع مانع كنند، زيرا رفع مانع شرط تأثير و هستى بخشى است و در اين صورت عدم هر دو لازم آيد و يا به تعبير