ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢١ - باب حدوث عالم و اثبات پديد آرنده آن
پيدا شدى و چيزى نبودى، بزرگت كرده با اينكه خرد بودى، توانايت نموده پس از اينكه ناتوان بودى و باز هم پس از توانائى ناتوانت كرده، بيمارت كرده پس از تندرستى و تندرستت كرده پس از بيمارى، خوشدلت كند پس از خشم و به خشمت آرد پس از خوشدلى، و اندوهت دهد پس از شادى و شادى پس از اندوه، مهرت دهد بعد از دشمنى و دشمنى پس از مهر، به تصميمت آرد پس از سستى و به سستى اندازدت پس از تصميم، به خواست آردت پس از نخواستن و به بد داشتن پس از خواستن، رغبت به تو بخشد پس از هراس و هراس پس از رغبت، اميدت دهد پس از نوميدى و نوميدى پس از اميد، آنچه در وهمت نيست به خاطرت آرد و آنچه در خاطر دارى از آن محو كند.
پى در هم قدرت نمائيهاى خدا را كه در وجود خود من بود برشمرد و نتوانستم جوابى بدهم تا آنجا كه معتقد شدم در اين گفتگوئى كه ميان ما جارى است محققا او پيروز است و حق با او است. (در سند ديگر اين قسمت را به حديث ابن ابى عوجاء اضافه دارد). (اين قسمت اضافى در پارهاى نسخ خطى هست كه ما داريم و شيخ صدوق هم در توحيد آورده به نقل از على بن محمد بن حمران دقاق از محمد بن يعقوب كلينى، مجلسى هم در مرآت العقول به شرح اين قسمت اضافه پرداخته) (نقل از پاورقى طبع طهران مصحح آقاى ميرزا على اكبر غفارى).
گويد: ابن ابى العوجاء روز ديگر حضور امام صادق (ع) رفت و خاموش نشست و دم نزد، امام به او فرمود: گويا آمدى قسمتى از گفتگوئى كه داشتيم اعاده كنى؟ عرض كرد: يا بن رسول الله مقصودم همين است. امام فرمود: چه بسيار شگفت آور است كه