ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٥ - در تفسير قول خداوند «ما يكون من نجوى ثلاثة إلا هو رابعهم»
(امام دهم) نوشتم: اى آقايم، خدا مرا قربانت كند، براى ما روايت شده است كه خدا در محلى است و در محلى نيست، بر عرش استوار است و هر شب نيمه دوم از شب به آسمان اول نزديك به ما فرود مىآيد، و روايت شده كه در شب عرفة پائين مىآيد و سپس به جاى خود بر مىگردد و يكى از پيروان شما در اين باره گفته است:
اگر خدا در جايى هست و در جايى نيست بناچار هوا به او برخورد و او را فرا گيرد، زيرا هوا جسم رفيق و بخارى است و بر هر چيزى به اندازهاش احاطه كند، در اين فرض چگونه هوا به خدا جل ثنائه احاطه كند و او را فرا گيرد؟
در پاسخ نگارش فرمود: اين را خودش مىداند و او است كه بهتر اندازه مىگيرد، بدان كه وقتى خدا در آسمان اول است در عين حال هم بر عرش است، همه چيز در برابر خدا يكى است از نظر علم و قدرت و تسلط و احاطه او به همه چيز.
در تفسير قول خداوند: «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ»
٥- امام صادق (ع) در تفسير اين آيه (٧ سوره ٥٨):
«راز گوئى ميان سه كس نباشد جز اينكه خدا چهارمين آنها است و نه ميان پنج كس جز اينكه خدا ششمين آنها است» فرمود: خدا يگانه است، يكتا حقيقت و جدا از خلق خود، خويش را چنين معرفى كرده و او به هر چيز احاطه دارد بطور زير نظر داشتن و فراگرفتن و توانش بر آن، هموزن ذرهاى در آسمانها و زمين از علم او بر كنار نيست و نه