ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣ - خطبه آغاز كتاب
نگيرد، ديدهها در آستان او كورند، و هر گونه ستايشى در مقام او نارسا است، بىپرده نهان است و بىمانع در خفا است، نديده شناسندش و بىتصوير ستايندش و بىجسم دانندش، نيست معبود حقى جز خداى بزرگ و برتر، وهمها از رسيدن به كنه او گمراهند و خردها از وصول به مرز نهايت او خود باخته، و هم تيز پر به وى نرسد و تيغه شعاع ديدهاش در نيابد، او است شنوا و دانا، به رسولانش بر خلق خود حجت آورد و هر امرى را به دليل خود روشن ساخت و پيغمبرانش را براى اميد و بيم مردم برانگيخت تا هر كه از روى گواه روشنى نابود شود يا زنده و فرازنده گردد و همه بندگان آنچه را ندانند از پروردگار خود بياموزند و او را به ربوبيت بشناسند پس از انكار، و به يكتائى پرستند پس از طرفيت با او، چنانش ستايم كه درمان روانها باشد و مايه پسند وى گردد و شكرانه نعمتهاى شايان و فراوان و آزمايش نيك او باشد.
و گواهم كه: نيست شايسته پرستشى جز خداى يگانه، شريك ندارد معبودى است يگانه، يكتا، بىنياز، همسرى نگيرد و فرزندى نيارد. و گواهم كه: محمد (ص) بندهاى است كه برگزيد، و رسولى است كه برانگيخت در هنگام تعطيل رسولان و خواب دراز ملتهاى جهان و گسترش نادانى و خودنمائى فتنهها و گسستن پيمان محكم ديانت و كوردلى از دريافت حق و فشار ستم و محو ديانت و كتابى به او فرستاد كه بيان حقيقت بود و مزيد توضيح، قرآنى به زبان عرب بركنار از كجى تا شايد پرهيزكار شوند.
براى مردم بيانش كرد و دانشمندانه برنامه مفصلى و دين روشنى آورد دستوراتى لازم نمود و امورى را براى خلقش عيان