ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨٠ - ٣ - قابليت حركت
حس حيوانى و مربوط به قلب است و منظور حديث از مدركات قلب همين چيزها است نه مطلق ادراكات باطنى انسان مثل ادراك عقل و تفكر كه در حديث كميل آنها را از قواى نفس ناطقه دانسته. و براى توضيح مطلب، مختصرى از حديث را نقل كنم:
مىفرمايد: دوم از نفوس انسانى، حسيه حيوانيه است و آن پنج قوه دارد: سمع و بصر و شم و ذوق و لمس، و دو خاصيت دارد: رضا و غضب.
سوم: ناطقه قدسيه كه پنج قوه دارد: فكر و ذكر و علم و حلم و نباهت، با توجه به اينكه وهم و خاطره و حديث نفس از قوه ناميه و از كليه الهيه نيستند منحصر مىشوند در آثار اين دو نفس: يا حسيه حيوانيه و يا ناطقه قدسيه، و نمىتوان آنها را مربوط به ناطقه قدسيه دانست به دو وجه:
١- آنكه قواى ناطقه قدسيه كه در حديث شمرده شده با اين امور ارتباطى ندارد.
٢- اينكه اين امور در حيوانات هم وجود دارند، زيرا ترس و اميد و رضا و غضب در حيوانات محسوس است، بنا بر اين بايد از همان حسيه حيوانيه باشند و ارتباط آنها با قلب از راه هوا است، يعنى بوسيله نفس و جهاز تنفس قلب با خارج مربوط مىشود و اين ادراكات در او پديد مىآيد:
١- صورتهاى جزئى شبيه به محسوسات مانند صورت جن و غول و شيطان.
٢- جريانات بىواقع شبيه به جريانات واقع دار مثل همه داستانها و افسانههائى كه بشر از دير زمانى ابتكار كرده و مىكند.
٣- خاطره و پيشنهاداتى كه در زندگى روزمره در درون انسان پديد مىشود مثل اينكه:
در دلش مىافتد برود فلان مريض معين را عيادت كند.
در دلش مىافتد برود بر سر فلان رودخانه پل بسازد.