ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٥٦ - ٣ - قابليت حركت
واجب الوجود است، و در حقيقت منظور حديث متن شبهه معروفه ابن كمونه است كه به قول ملاى سبزوارى در منظومه:
|
هويتان بتمام الذات قد |
خالفتا لابن كمونة ورد |
|
دو هستى واجب الوجود متبائن در ذات شبههاى است كه از ابن كمونه ايراد شده.
و در شرح اين بيت از منظومه خود، شبهه را از خود ابن كمونه به اين تعبير نقل كرده است:
عبارت او چنين است چرا جائز نباشد كه در اينجا دو هويت بسيط مجهول الكنه و جدا از هم به تمام ماهيت بوده باشند و هر كدام واجب الوجود بالذات باشند و مفهوم واجب الوجود از هر دو انتزاع شود و بر هر دو صادق آيد. انتهى.
بديهى است تصور دو واجب الوجود بسيط مجهول الكنه و مختلف الذات در عالم ذهن به تصور معانى همين كلمات ممكن است ولى اين سبب نمىشود كه در تحقق خارجى و وجود عينى از هم ممتاز باشند زيرا مفاهيم متبائن، در مقام وجود خارجى بسا متحد مىشوند، چون زيد و انسان، ضاحك و انسان و .. و ..
و تشخيص در موجودات خارجى جز به احاطه عدم بر آنها حقيقتى ندارد چون دو قطعه سنگ، دو فرد انسان، دو قسمت از يك سيب سرخ و سفيد، و كليه عوارضى كه مشخص و مميز موجودات خارجيه هستند در زمينه نهايت هستى و قطع وجود آنها خود نمائى دارند.
در صورتى كه دو واجب الوجود در خارج محقق شوند از نظر تشخيص خارجى و مرز وجودى آنها در حاق واقع به صرف تصور اينكه در تمام ماهيت از هم تباين دارند اكتفاء نشود و بلكه اين تباين مفهومى يا اين تباين فرضى در تشخيص و جدائى وجود آنها از هم در متن واقع هيچ اثرى