ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٢٣ - باب نهى از ندانسته گفتن
در باره هر چه ندانند توقف كنند و دم فرو بندند.
٨- امام صادق (ع) فرمود: به راستى خدا بندگان خود را به دو آيه از كتابش مخصوص ساخته در اين زمينه كه تا چيزى ندانند نگويند و چيزى كه ندانند سئوالكننده را رد كنند و جواب ندهند، فرموده است خداى عز و جل (١٢٩ سوره ٧): «آيا پيمان كتابى از آنها گرفته نشده است كه بر خدا نگويند جز حق و راست» و فرموده است (٤٠ سوره ١٠): «بلكه آنچه در فراخور علمشان نبود دروغ شمرد و هنوز به تأويل آن نرسيدند».
٩- ابن شبرمه (به شين مضموم و باء ساكن و راء مضموم و بعضى شين را مفتوح و يا مكسور خواندهاند، عبد الله بن شبرمه يك كوفى است كه از طرف منصور عباسى قاضى روستاى كوفه بوده و شعر هم مىگفته) گفته: حديثى از جعفر بن محمد (ع) شنيدم كه هر وقت به يادم مىگذرد نزديك است دلم بتركد، فرمود: پدرم از جدم از رسول خدا به من باز گفته است (ابن شبرمه گفت: به خدا نه پدرش بر جدش دروغ بسته و نه جدش به رسول خدا (ص) فرمود كه: رسول خدا (ص) فرموده: هر كه در فهم احكام خدا قياس به كار بندد هلاك است و هلاككننده پيروان خود و هر كه ندانسته فتوى دهد و ناسخ را از منسوخ و محكم را از متشابه نداند هلاك است و هلاككننده است.