ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠٩ - توضيح و رفع اعتراض
به ذات واجب الوجود است و آمادگى عقل براى درك فيض از مبدأ وابسته به صفا و پاكى است براى فهم موضوع اگر ذات حق را سرچشمه نور معنوى به حساب آريم عقل موجودى است كه مىتواند اين نور را درك كند و از خود منعكس سازد زاويه تابش نور حق به عقل همان تأييد عقل است و زاويه انعكاس آن هوش و فهم و حفظ و دانش است و در صورتى كه عقل آلوده و چركين شود بواسطه سوء پرورش يا اخلاق فاسد متوقف مىشود و نمىتواند درك فيض كند و منعكس نمايد، در پرتو خرد است كه كيفيت موجودات امكانى درك مىشود يعنى دانسته مىشود كه حادث است و متغير است و نياز به آفريننده دارد و از اينجا پى به علت هستى مىبرد و مىفهمد چرا موجود شده و در نتيجه متوجه مىشود كه اكنون در كجا است و به كجا مى رود. منظور بيان اين است كه عقل منشأ درك مسئوليت و منشأ اختيار است و فرمان پيش آى و پس برو همان فرمان تكوينى خلق اختيار است در خميره انسان عاقل و اساس اختيار اين است كه انسان از نظر قدرت تعقل مىتواند در خود ايجاد اراده كند و بعبارت ديگر خداوند به قدرت خود، انسان را طورى آفريده كه نيروى خلق اراده در وجود او است مىتواند رو به سوى حق كند و مىتواند پشت به حق دهد و همين سبب مسئوليت او است و ثواب و عقاب را براى او ثابت مىكند و بنا بر اين بهتر است كه أقبل به رو آوردن تفسير شود و أدبر به پشت كردن، يعنى خدا به عقل فرمود: به من رو كن، رو كرد، و فرمود: به من پشت كن، پشت كرد، گر چه همان معنى اول هم افاده همين مقصود را مىنمايد. دو حديث آخر از دو نسخه خطى قرن دهم در نسخه چاپى مؤسس دار الكتب الاسلاميه تهران ثبت شده و شماره آنها به نشانه گيومه [...] از اخبار سابق ممتاز شد.