ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٨٨ - شرحهاى كتاب عقل و جهل
عقايد و مراتبى كه براى آن گفتهاند تطبيق مىشود.
عقل مجردى كه حكما صادر اولش دانند يك حقيقت نوريهاى است كه همه چيز در آن منكشف است و پيرو مطلق اراده حق است و مصدر هر نيكى است و به همين معنى بر خاتم انبياء (ص) منطبق است چه آنكه هر دو حقيقت را يكى دانيم يا دومى را نماينده تام حقيقت اول شناسيم چنانچه نيروى معنوى تابنده و درخشان يك مؤمن هم كه واجد عقل منظور در اين خبر است همين آثار را نشان مىدهد، خوب مىفهمد و مىسنجد و خوب كار مىكند و پيروى مىنمايد و درك مسئوليت مىكند و كردار و پندار نيك شعار او است. حياء يك غريزه وجدانى است و در وجود انسان مبدأ شرف و مروت و آداب بشرى است، وفا، صفا، راستى و درستى و امانت و خوددارى و عفت و جنبش براى تحصيل روزى و فضائل آثار حياء است. حياء وجدانى است كه بر اثر آن خجلت به انسان دست مىدهد و روى اين اساس مثلهاى چندى در زبان فارسى به وجود آمده است و هر كدام جملهاى حكيمانه و اخلاقى و آموزنده است:
١- به خجالت عيال و اولاد گرفتار نشوى- يك شعار خانهدارى است و مايه سعادت خانواده.
٢- به خجالت طلبكار گرفتار نشوى- شعار وفا و راستى در برابر تعهدات مالى است كه در حقيقت، اقتصاد زنده و صحيح در هر اجتماعى بر آن استوار است.
دين مجموعه قوانين و دستوراتى است كه از حس خداپرستى سرچشمه مىگيرد و انسان را در روش زندگانى خود راست و مستقيم مىنمايد. متديّن يعنى يك مسلمان عادل و درستكار، عقل به تفسيرى كه گذشت (نيروى سنجش و فهم و فعاليت و درك مسئوليت) در محيط اخلاقى انسان همان دين دارى است، دين مجموعه اعمالى است كه از منبع حياء برخيزد و واكنش همان تابش خرد است و در باطن انسان.