ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٩ - باب در ابطال رؤيت
ادراك بوسيله تماس معرفت اشكال است از مربع و مثلث و معرفت نرمى و زبرى، گرمى و سردى.
و اما ادراك بىتماس و مداخله در ديدن چشم است كه چيزها را بىتماس و مداخله در جاى آنها يا در خودش درك مى كند، ادراك به ديده، راهى دارد و سببى، راهش هوا است و سببش روشنى و نور، هر گاه راه آن پيوسته باشد ميان چشم و شىء منظور، و سبب آن هم موجود باشد، ديده آنچه را كه از الوان و اشخاص تحمل تواند درك كند و چون ديده متوجه چيزى شود كه راه نداشته باشد بر مىگردد و منعكس مىشود و ما وراء خود را مى نمايد مانند كسى كه در آينه نظر كند چون ديده او در آينه نفوذ نتواند كرد و راه عبور ندارد بر مىگردد و ما وراء خود را مىنمايد، زيرا راه نفوذ ندارد و همچنين كسى كه در آب زلال نظر كند، ديد او بر مىگردد و ما وراء خود را مىنمايد زيرا راه نفوذ ندارد.
اما دل، تسلط او بوسيله هواست و آنچه را در هوا است درك مىكند و توهم مىنمايد و اگر دل بدان چه در هوا نيست متوجه نشود برگشت كند و آنچه در هوا است مىنمايد، براى خردمند نشايد كه دل را متوجه كند بدان چه در هوا وجود ندارد از امر توحيد و خداپرستى، و اگر چنين كند همانى را كه در هوا باشد توهم كند چنانچه در موضوع امر بصر گفتيم، خدا برتر است از اين كه شبيه خلقش باشد.