ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٣٥ - باب معانى اسماء الهيه و اشتقاق آنها
در آن راه يابد يا رنگ به رنگ شود يا ژست و وصف خود را عوض كند و يا از فزونى به كاهش گرايد و يا از كاستى به فزونى، همان پروردگار جهانيان است كه از ازل تا ابد به يك حال است، او است اول پيش از هر چيز، او است آخر همه چنانچه هميشه بوده است، اوصاف و نمايشات او مختلف نگردد چنان كه از ديگران، مثلا انسان يك بار خاك باشد و يك بار گوشت و خون و يك بار استخوان پوسيده و خاكسترى و مثلا خرماى نارس يك بار كرف است و يك بار غوره و يك بار رطب شيرين و تر و يك بار خرماى خشك.
٦- ميمون البان گويد: من از امام صادق (ع) در جواب سؤال از معنى اول و آخر شنيدم كه فرمود: اول يعنى آغازى كه پيش از او آغازى نبوده و نخستى بر او پيشى نجسته و آخرى است كه نهايت ندارد چنانچه از اين كلمه در وصف مخلوق فهم شود ولى قديم است و اول است و آخر، هميشه بوده و هميشه خواهد بود، او را نه آغازى است و نه انجامى، پديدش بر او واقع نشود و از حالى به حالى نگردد، آفريننده هر چيزى است.
٧- ابو هاشم جعفرى گويد: من خدمت امام ابو جعفر دوم بودم، مردى از او پرسشى كرد، گفت: به من بگو كه پروردگار تبارك و تعالى اسماء و صفاتى دارد در قرآنش و اسماء و صفاتش همان خود او هستند؟ امام فرمود: اين سخن دو وجه دارد: اگر