ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٤٣ - باب تعبير از خدا به يك چيزى به طور مطلق
خداى تعالى مخلوق باشد و خدا خالق هر چيز است.
٦- هشام بن حكم از امام صادق (ع) روايت كند كه در جواب سؤال آن زنديق «چيست او» يعنى حقيقت خدا چيست؟
فرمود: او چيزى است جدا از همه چيز، از اين گفته من همين قدر بفهم كه يك معنى ثابتى است و چيز با حقيقت تنها او است جز اينكه جسم نيست، صورت ندارد، به حس در نيايد، و بسيده نشود، در حواس خمس نگنجد، اوهام در كش نتواند و گذشت روزگارها از او نكاهد و زمانهها او را دگرگون نسازند، سائل به او گفت: شما معتقديد كه او شنوا است، بينا است؟ فرمود: او شنوا است، بينا است: شنوا است بىاندام و بينا است بىابزار، بلكه به ذات خود بشنود و به ذات خود بيند، گفتهام كه شنوا است و به ذات خود بشنود و بينا است و به ذات خود بيند معنى ندهد كه او چيزى است و نفسى جدا از ذات خود دارد، بلكه از نظر خودم اين تعبير را كردم، چون پرسش شدم، و به خاطر اينكه به تو بفهمانم كه پرسيدى و اكنون براى توضيح بيشتر مىگويم كه: او به همه هستى و كل وجود مىشنود، نه به اين معنى كه كل او بعضى دارد و مركب است ولى باز هم به خاطر اينكه به تو بفهمانم و طبق ذات خود تعبير كرده باشم چنين گفتم و برگشت سخنم در اينجا به همين است كه او شنوا است، بينا است، دانا است، آگاه است، بىآنكه در ذاتش اختلاف و دوئيتى باشد يا در صفتش.
سائل: پس او چه باشد؟
امام: او است پروردگار، او است معبود، او است خدا- الله معنى اينكه مىگويم الله است اثبات اين حروف الف و لام و هاء