ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩ - خطبه آغاز كتاب
بدان اى برادر (خدايت رحمت كناد) براستى خداى تبارك و تعالى بندگانش را در هوش و خردى كه بدانها داده از حيوانات جدا آفريده و لايق امر و نهى نموده و آنها را دو صنف مقرر داشته:
١- تندرستان سالم كه مخصوص به دستور نموده و ابزار انجام تكليف آنها را كامل ساخته.
٢- زمين گيران و كوران ناتوان كه تكليف را از آنان برداشته و سبب بقاى آنها را اهل صحت و سلامت مقرر نموده، و بقاى اهل صحت و سلامت به پرورش و آموزش است. اگر نادانى براى اهل صحت و سلامت روا باشد روا بود كه از تكليف معاف باشند و اين خود موجب از ميان رفتن كتب و رسل و آداب است و در اين صورت تدبير بشر فاسد گردد و به عقيده دهريان برگشت شود، بايست عدل و حكمت خداى عز و جل است كه خردمندان خلق خود را به امر و نهى مخصوص دارد تا بيهوده و مهمل نباشند و او را بزرگوار دانند و يكتا خوانند و به ربوبيت او اعتراف كنند و بدانند كه او آفريننده و روزى دهنده آنها است زيرا گواهان پرورش او نمودار و روشن است و حجتهاى او تابان و عيان است و نشانههايش فروزان، مردم را به يگانگى خداى عز و جل دعوت كنند و بر خود گواهند كه صانعشان پرورنده و معبود است چون كه آثار صنع و تدبير وى در آنها است، خدا هم آنان را به معرفت خود برخوانده و روا ندانسته كه او را نفهمند و دين و احكامش را ندانند زيرا حكيم نادانى خويش و انكار كيش را مباح نسازد و خود (جلّ ثناؤه) فرموده است (١٦٩ سوره ٧): «مگر در كتاب از آنها پيمان گرفته نشده است كه بر خدا جز به راستى سخنى نگويند» و فرموده (٤١ سوره