ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨٢ - ٣ - قابليت حركت
چنانچه معمول اهل حكمت و فلاسفه است جائز نيست براى آنكه در قرآن و احاديث معتبره از خداوند به اين عبارت تعبير نشده است، و بنا بر اين مى توان الفاظ بسيارى يافت كه در اين رديف باشند مانند همين تعبير معروف در شرح لفظ «اللَّه» به ذات واجب الوجود جامع صفات كماليه و فاقد صفات سلبيه يا تعبير از خداوند به وجود بحت يا صرف الوجود يا غيب مطلق و ممكن است به همين حديث براى آن استدلال كرد زيرا وصف همان تعبيرى است كه ذات الهى را بيك نمود كمالى معرفى مىكند و ستايش و ستودن بدان اطلاق مىشود و در اين حديث مىفرمايد: «خدا والاتر و بالاتر و بزرگتر از آن است كه حقيقت وصفش فهم شود، او را به همان وصف كنيد كه خودش خود را وصف كرد، و از هر چه جز آن باز ايستيد».
اين حديث از جهاتى دلالت بر اين مطلب دارد:
١- عظمت و بزرگوارى حق: اين تعبير مشعر بر اين است كه تعظيم و احترام خدا كه بر بندهها واجب است آنها را در برابر اين وظيفه قرار مى دهد كه ستايش و توصيف حق را منحصر به همانى دانند كه خودش دستور داده است، چون نسبت به شخصيتهاى بزرگ جهان هم اين رسم معمول است كه بايد در مكالمه و خطاب با آنها منتظر دستور خاصى بود از طرف وزارت تشريفات، تعبيرات مخصوص را براى خطاب يا نوشتن نامه به آنان دستور مى دهند و تجاوز از آن را بىادبى و بىاحترامى ميدانند، اين خود به حساب احترام و تعظيمى است كه در اين زمينه بايد مراعات شود.
٢- كنه و حقيقت صفات حق مجهول است و بشر بدان احاطه نتواند يافت و اگر پيش از خود تعبيرى كند مانند اين است كه تير به تاريكى انداخته و بسا موجب الحاد و نسبت امرى به ذات خدا شود كه روا نباشد مثلا همين خود لفظ «علت» از الفاظ معلول و نامناسبى است نسبت به ذات حق چون در زبان عرب معنى درد و نقص مىدهد و اين لفظ از نظر معنى موجد