ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٥١ - باب كمترين حد خداشناسى
است، جلوى هر چيز است و نتوان گفت جلوى دارد، در همه چيز وارد است نه مثل آنكه چيزى درون چيزى است و از همه چيز فراست نه چون چيزى كه بيرون چيزى است، منزه باد آنكه همچنين است و جز او همچنين نيست، هر چيز را سر آغازى است.
٣- منصور بن حازم گويد: به امام ششم گفتم: من با مردمى بحث كردم و به آنها گفتم: به راستى خداى جل جلاله والاتر و عزيزتر و گرامىتر است از آنكه به خلق خود شناخته شود بلكه بندگان به او شناخته شوند، فرمود: خدايت رحمت كناد.
باب كمترين حدّ خداشناسى
١- فتح بن يزيد گويد: از ابو الحسن (ع) پرسيدم از كمترين حد خداشناسى، فرمود عبارت است از اقرار به اينكه شايسته پرستشى جز او نيست، مانند و نظيرى ندارد، و به راستى قديم و بر جا است، موجود است و گم نشدنى و محققا به مانندش چيزى نيست.
٢- طاهر بن حاتم در حال خوش عقيدهاى خود (چون خوش عقيده بود و تيرگى در او پديد شد و اظهار عقيده غلو كرد) گفته كه نوشته است به سوى آن مرد (شايد مقصود امام رضا است چون در