ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧٠ - ٣ - قابليت حركت
تحقق جسم شعاعى مرئى است در عدسه سالم بيننده كه بدين وسيله در مغز اين انكشاف بصرى حاصل مىشود، تحقق اين امر نياز دارد به اينكه:
١- جسمى باشد و لو به همان معنى ماده اوليه امتداد پذير و تحيز پذير.
٢- كثيف باشد كه بتواند نور را منعكس كند و وجود شعاعى خود را پراكنده نمايد.
٣- فاصله معينى ميان ناظر و منظور باشد كه اين شعاع منعكس شود، بسيار دور باشد ميسّر نيست، و بسيار نزديك باشد محقق نشود.
٤- اين جسم شعاعى بايد حاملى داشته باشد، در خلاء كه خود محال است تحقيق پذير نيست، اين حامل هوا و محتويات آن تا برسد به امواج هرتس كه حامل جسمهاى شعاعى تلويزيون است مىباشد.
٥- حاجب و مانع ميان عدسه چشم و آن مرئى نباشد.
٦- تناسب نور منعكس از مرئى يا نيروى چشم، و اگر افزون باشد مانع رؤيت شود. البته پيشرفت علم شرط سوم و پنجم را در تحت تأثير فراوانى قرار داده و در اين زمينه ايجاد تحولى كرده است، زيرا امروز از فاصلههاى بسيار دور و از پشت پرده و موانع ضخيم رؤيت متحقق مىشود، عكس بردارى از موجودات بسيار دور جوى و موضوع اختراع تلويزيون توسعهاى است در زمينه اين دو شرط ولى بىتجسم كثيف و بدون فاصله و حامل، اين امر محال است و قابل تحقق نيست به همين جهت در اخبار نفى رؤيت از نظر عقلى به همه اين شرايط استدلال شده است و منظور از استدلال به اين آيه از نظر دو شرط اول است و منظور اين است كه تا خدا را شبيه اجسام ندانيم و او را مجسم نسازيم تعلق رؤيت بصرى به ذات او محال است و از قبيل طاق شمردن عدد چهار است، و قول به امكان رؤيت خدا با اين آيه كه مىفرمايد: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ» منافات دارد.
محال بر دو قسم است: محال ذاتى و محال عادى، محال ذاتى مانند