ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧١ - ٣ - قابليت حركت
جمع ميان دو ضد يا دو نقيض كه نه قابل تحقق است و نه قدرت بدان تعلق گيرد ولى محال عادى بوسيله اعجاز يا نيروى علم قابل تحقق است، معجزات انبياء و خودنمائىهاى دانش در محالات عادى است، اكنون بايد ديد موضوع رؤيت خدا نظر به مجموع اين شرائط از محالات ذاتى است يا از محالات عادى، اشاعره آن را در شمار محالات عادى دانسته و تجويز كردهاند كه به قدرت خدا و در زمينه مساعدى امكانپذير است و به همين مناسبت به استناد بعضى ظواهر قرآن و بعضى اخبار بىاعتبار بدان معتقد شدهاند، غزالى در صفحه ٢٢٥ ج ٤ احياء العلوم، چاپ مصر، در باب شوق و رضا در فصل (بيان اجل اللذات) چنين گفته است:
اگر بگوئى كه اين رؤيت خدا در آخرت به دل است يا چشم؟
بدان كه ميان مردم در اين موضوع اختلاف است ولى صاحبان بصيرت توجهى به اين اختلاف دارند و در آن نظر نكنند، بلكه خردمند تره مىخورد و از ترهدان نمىپرسد، هر كه شوق ديدار معشوق خود را دارد عشقش مانع است كه متوجه شود اين ديدار به چشم است يا به پيشانى، او قصد ديدار و كام بردن دارد خواه به چشم باشد و خواه به جز از آن، زيرا چشم جاى ديدن است و ظرف آن است و نظرى به او نيست و حكمى ندارد، حق در اين مسأله اين است كه قدرت ازليه واسعه است و روا نباشد كه ما حكم كنيم كه قاصر است از هر يك از اين دو اين از نظر امكان است و اما آنچه از اين دو امر ممكن در آخرت واقع مىشود دليلى ندارد جز سمع و نقل از شارع و حق آن است كه براى اهل سنت و جماعت هويدا شده است از ادله شرعى كه اين رؤيت خدا به ديده سر است تا لفظ رؤيت و نظر و الفاظ ديگر كه در شرع وارد است به ظاهر خود باشد، زيرا رفع يد از ظواهر روا نيست مگر در مورد ضرورت، و اللَّه تعالى اعلم.
من اين جمله از كلام غزالى را در اينجا ترجمه كردم تا خوانندگان