ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٥٩ - باب استطاعت توانش
باب استطاعت: توانش
١- على بن اسباط گويد: از امام رضا (ع) از استطاعت پرسيدم، فرمود: استطاعت عبد پس از چهار خصلت است:
١- راهش باز باشد و مانعى و جلوگيرى از كار نداشته باشد.
٢- تنش سالم باشد و در بدن خود نسبت به كارى كه قصد آن را دارد كسر نيروى تنى نداشته باشد (مثلا تب شديد، ضعف زياد، بيهوشى و كليه عوارضى كه تن را از انجام كار ناتوان مى كند).
٣- اعضاء و جوارح او نسبت به كارى كه مىخواهد انجام دهد درست و سالم باشد (مثلا براى ديدن نابينا نباشد، براى جماع مقطوع الآلة نباشد).
٤- براى او سببى و قوتى كه وسيله انجام كار است از طرف خدا برسد و نيروى هنگام عمل او تأمين شود.
گويد كه عرض كردم: قربانت، اين موضوع را برايم تشريح كنيد، فرمود: بيانش اين است كه بنده آزاد و بىمانع باشد و تندرست باشد. اندام او سالم باشد و تصميم بگيرد كه زنا كند و زنى نيابد سپس بدست آورد، در اين صورت يا خود را نگه مىدارد و باز پس مىنشيند چنانچه يوسف (ع) باز پس نشست و امتناع كرد، يا خود را تسليم قصد و تصميم خود مىكند و زنا مىكند و زانى ناميده مىشود، در صورت اول به زور خدا را اطاعت نكرده و در صورت دوم به نافرمانى بر خدا غلبه نكرده است.