ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٢٩ - ٣ - سنة قائمة
١- ديدن و آزمايش و شنيدن و تفكر و اجتهاد و مانند اينها از امور معمولى، علم از اين راهها محدود است و محصور است و بىاساس و بىدوام، زيرا به اعتبار زمان وجود معلوم، و پيش و پس آن در حال تحول و تغيير است، و علم اكثر مردم چنين است.
٢- علم به اشياء از نظر مبدأ و علت پيدايش و اسباب و علل آن بطور كلى و فرمول كه محيط است و عقلى و ثابت، زيرا هر چيزى سببى دارد و سبب بلا واسطه او هم سببى دارد تا برسد به مسبب الاسباب و چون سبب و مقتضى چيزى به وجه فرمول علمى دانسته شود يك علم ضرورى دائم نسبت به او محقق شود.
هر كه خدا را به اوصاف كمال و نعوت جلالش شناسد مىفهمد مبدأ هر وجود و سرچشمه هر فيض هستى است و در پرتو آن فرشتگان مقرب و فرشتههاى تدبير كه براى انجام اغراض كليه عقليه مسخرند بشناسد، آنان به عبادات پيوسته و وظائف مستمرى در كارند و سستى و خستگى ندارند براى اينكه صور همه كائنات از آنها بتراود و محقق شود به روش علت و معلول، و از اين راه همه امور و لواحق و احوال آنها را به وجهى بر كنار از تغيير و شك و غلط دريابد و از سلسله اول سلسله دوم را بفهمد و از كليات، جزئيات مترتبه بر آنها و از بسائط، مركبات از آنها را، و پى به حقيقت انسان و احوال و وسائل تكميل و تزكيه و سعادت و ترقى او تا عالم قدس ببرد و بفهمد چه چيز او را چركين و هلاك و بدبخت كند و به اسف السافلين اندازد، به وجهى ثابت و بىتغيير تغيير و بر كنار از شك و ترديد، و علوم جزئيه از نظر اينكه دائم و كلى است دانسته شوند به وجهى كه كثرت و تغيير در آنها نباشد، گر چه در ذات خود كثير و متغير باشند با سنجش به همديگر، و اين مانند علم خدا است به اشياء، و علم فرشتههاى مقرب و علوم انبياء و اوصياء (ع) به احوال موجودات گذشته و آينده و علم آنچه بوده و خواهد بود تا روز قيامت از اين قبيل است، زيرا آن