ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٣ - باب بدعتها و حكم به رأى و قياس
روزه و نماز ورد زبان اوست، او وسيله فتنه كسانى است كه در دامش افتند، از روش درست اسلاف خود گمراه است و گمراهكننده هر آن كس است كه در زندگى و پس از مرگش به او اقتداء كند، حمال خطاى ديگران است و گرو خطاى خود.
٢- مردى كه از نادانى در ميان مردم نادان اندر است و رو به موجهاى تاريك آشوب و فتنه دارد و در آن بپايد و بماند و مردم نماها او را عالم خوانند و يك روز علمى سالم نگذرانده، بامدادان شتاب كرده و از چيزى فراوان خواسته كه كمش به از افزون آن است (مانند مال و جاه و علوم شعر و ادب و اوضاع دنيا كه كمش لازم است و بهتر از فزون آن است كه اسباب گرفتارى است) تا چون از آب بوگندو سير شده و مطالب بيهوده گنج كرده ميان مردم به مسند قضاوت قاطع نشسته، و تعهد كرده موضوعى كه بر ديگرى مشتبه است حل كند و اگر بر خلاف نظر قاضى پيش از خود حكم كند اطمينان ندارد كه قاضى آينده حكم او را هم نقض كند چنانچه او با سلف خود رفتار كرده و چون به يك موضوع مبهم و پيچيده دچار شود يك مشت نظريات پوچ خود را براى آن آماده دارد و آن را حكم قاطع شمارد او است كه شبهه و مطالب مورد ترديد را چون تار عنكبوت بهم بافته و نداند كه در ما وراء آن مقامى كه بدان رسيده مذهب درستى هست، در قياس چيزى به چيزى نظر خود را تكذيب نكند، و بدان اعتماد كند و چون موضوع بر او تاريك باشد به روى خود نياورد و نادانى خود را پنهان كند، چون درك مىكند نمىداند و مبادا به او بگويند نمىداند، به خود جرأت دهد و حكمى صادر كند، او كليد موجهاى تاريك و پر مرتكب شبهات است و شناگر ماهر نادانى، و از آنچه نداند عذر