ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧ - كتاب عقل و جهل
١٩- اسحق بن عمار گويد: به امام صادق (ع) گفتم:
قربانت، من همسايهاى دارم بسيار نماز مىخواند و بسيار صدقه مى دهد و بسيار هم به حج مىرود و بد هم نيست، گويد: فرمود: اى اسحق، خردش چون است؟ گويد: گفتم: قربانت، خردى ندارد، گويد: كه فرمود: اين كارها مقامى از او بالا نبرند.
٢٠- ابن سكيت به امام ابو الحسن (امام هفتم) (ع) عرض كرد:
چرا خدا موسى بن عمران (ع) را با عصا و يد بيضا كه ابزار جادويند مبعوث كرد و عيسى (ع) را با معجزات طبى و محمد (ص) را با معجزه كلام و سخنرانى؟ در پاسخ فرمود: هنگامى كه خدا موسى (ع) را مبعوث كرد جادو بر مردم زمانهاش تسلط داشت و خدا مانندى از آن را آورد كه بر آن توانا نبودند و بوسيله آن جادوى آنها را باطل كرد و حجت خود را بر آنها ثابت نمود، و خداوند عيسى (ع) را وقتى مبعوث كرد كه فلج بر مردم مسلط بود و نياز به طب داشتند و از خدا معالجه معجز مآبى آورد كه مانندش نداشتند و به اجازه خدا مردهها را زنده كرد و كور مادرزاد و پيس را درمان نمود و حجت را بر آنها تمام كرد و خداوند محمد (ص) را در وقتى مبعوث كرد كه هنر غالب هم عصرانش سخنرانى و سخنورى بود (و به گمانم فرمود شعر بود) و از طرف خدا پندها و دستوراتى شيوا آورد كه گفتار آنها را بيهوده نمود و حجت را بر آنها