ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٢٩ - باب حدوث اسماء
آنچه عنوان چيز صادق آيد آفريده باشد جز ذات خدا كه چيز است و آفريده نيست، اما هر چه به زبان تعبير شود و به دست انجام گردد مخلوق باشد و خود الله (به مفهوم ذات واجب الوجود جامع هر كمال و مبرى از هر نقص) هم يك جلوه نهائى است از جلوههاى او، آن سرچشمه اين جلوه نهائى در حقيقت خود جز اين نهايت است، جلوه نهائى را وصف توان كرد، هر چه به وصف آيد از نيروى صنعت زايد و صانع چيزها (جهان) به حدى كه نام توان بر آن نهاد وصف نشود، پديد آورده نيست تا پديدش او به ساختن و عمل ديگرى باشد، هيچ جلوهاى نكند جز آنكه جز او باشد، هر كه اين حقيقت را بفهمد هرگز نلغزد، توحيد پاك همين است، آن را در نظر داريد و باور كنيد و به توفيق خدا بفهميد، هر كه معتقد است خدا را در جلوه يا نمايش يا نمونه مىشناسد مشرك است، زيرا جلوه و نمونه و نمايش او جز او است و همانا او يگانه است و يگانهاش خوانند، كسى كه عقيده دارد خدا را به جز او شناسد چگونه يگانهشناس است همانا شناختن خدا اين است كه خود او را بشناسد، هر كه خود او را نشناسد او را نشناخته و همانا ديگرى را شناخته، ميان خالق و مخلوق چيزى فاصله نيست، خدا همه چيز را بىمايه و از هيچ چيز آفريده، خدا به اسماء خود ناميده شود، و جز اسماء خود باشد، اسماء جز او باشند.