ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٢٧ - باب حدوث اسماء
منشى، بديع، رفيع، جليل، كريم، رازق، زندهكننده، ميراننده، مبعوث كن و وارث جهان، اين اسماء و اسماء حسناى ديگر تا سيصد و شصت اسم تمام شود همه منسوب به اين سه هستند و اين سه اسم اركانند و آن اسم مكنون مخزون بوسيله اين سه اسم ظاهر مخفى شده است و اين است تفسير گفته خدا (١١٠ سوره ١٧):
«بگو بخوانيد خدا را يا بخوانيد رحمان را، هر كدام را بخوانيد براى او اسماء حسنى وجود دارد».
٢- ابن سنان گويد: از امام رضا (ع) پرسيدم: آيا خداى عز و جل به ذات خود عارف بود، پيش از آنكه خلق را بيافريند؟
فرمود: آرى، گفتم: آن را مىديد و مىشنيد؟ فرمود: نيازى بدان نداشت، چون نه از آن پرسشى داشت و نه خواهشى، او خودش بود و خودش او بود، نيروى او نفوذ داشت و نيازى نداشت كه خود را نام برد، ولى او نامهائى براى ديگران بر خود نهاد و برگزيد تا او را بدانها بخوانند، زيرا اگر او را به نام نخوانند شناخته نگردد، اول نامى كه براى خود برگزيد، على و عظيم است، زيرا او برتر از همه چيز است، معنايش الله است و نامش على و عظيم است آن اول نامهاى او است كه فراز است بر هر چيزى.
٣- محمد بن سنان گويد: از آن حضرت (ع) پرسيدم از اسم (خدا) كه چيست؟ فرمود: صفتى است كه بدان وصف شود.
٤- امام صادق (ع) فرمود: نام خدا جز ذات خدا است، بر