ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠٨ - توضيح و رفع اعتراض
پارهاى از ياران والامقامش چون سلمان و ابو ذر نمىشود بلكه نظر به تعليمات عمومى دارد كه بايد مناسب تعقل كافه مردم و در خور فهم عمومى باشد. مقصود از ادب علوم زبان و نويسندگى و سخن گوئى و آداب معاشرت و كسب است كه به تحصيل مىتوان دريافت. ابن سكيت ابو يوسف يعقوب پسر اسحق دورقى اهوازى شيعه مذهب است، او يكى از استادان علم لغت و ادبيت است كه بسيارى از مورّخان او را نام بردهاند و ستودهاند، مردى ثقه و بزرگوار و از عظماء شيعه بشمار است و از خواص امام نهم و دهم بوده و علمدار علم عربيت و ادب و شعر و لغت و نحو است و تأليفات بسيار و سودمند دارد از آن جمله كتاب تهذيب الألفاظ و اصلاح المنطق است، متوكل او را در پنجم ماه رجب ٢٤٤ كشت براى آنكه روزى از او پرسيد: دو پسر من معتز و مؤيد را دوستتر دارى يا حسن و حسين را؟ گفت: بخدا «قنبر» خادم امير مؤمنان على بن ابى طالب بهتر از تو و پسران تو است، متوكل به تركها گفت: زبانش را از قفا بيرون كشيد و اين كار كردند و مرد، و گفتهاند: حسن و حسين (ع) را در حضور متوكل ستود و نام پسرهاى او را نبرد، متوكل به تركها فرمان داد شكمش را لگد كردند و او را به خانهاش بردند و فردا روزش مرد رحمة اللَّه عليه. چون به بركت امام قائم بايد يك حكومت عادل و دموكرات بر سراسر بشريت مسلط باشد و اين خود نياز به اين دارد كه همه مردم در تعقل هم پايه و هم آهنگ باشند و آرمانهاى بشرى كاملى منظور آنها باشد تا چنين حكومتى بر پا شود و بجا ماند، و اين خود رمز پيشرفت و تكاملى است كه به تدريج در محيط بشريت سير مىكند. مقصود به تأييد عقل از نور، صفا و پاكى عقل است تا آماده درك فيض از مبدأ باشد، زيرا عقل تابنده بالذات نيست و اين حقيقت منحصر