ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠٦ - توضيح و رفع اعتراض
را بينند، واى بر تو اى ذعلب براستى پروردگارم به دورى و نزديكى در مكان و حركت و سكون و ايستادن و رفتن و آمدن وصف نشود تا آنجا لطيف است كه به لطفش نتوان ستود، تا آنجا بزرگ است كه به وصف نيايد ... الخ.
معلوم مىشود در خاطر ذعلب يمانى كه مردى باهوش و سخنور بوده است موضوع عبادت خداى نديده بسيار بغرنج و مشكل و مسألهاى لا ينحل مىنموده است كه به گمانش مثل وجود دانشمند و عميق و بليغ امير المؤمنين (ع) هم از تشريح و حل آن در مىماند، ولى امير المؤمنين (ع) موضوع را به وجهى تحليل و تجزيه مىكند كه هم معبود در حضور و عيان عبادتكننده است و هم رؤيت به ديده كه مستلزم تجسم و مكان است از ساحت قدس حضرت او بر كنار است و به اين نكته اشاره مىكند كه نتيجه ديدن انكشاف است و انكشاف وجدانى بسا از انكشاف عيانى عميقتر و بىعيبتر است و مقام عبادت مقام انكشاف وجدانى معبود بر حق است.
٢- از نظر احكام فرعى و مسائل حقوقى:
روايت در وسائل است كه در زمان عبد الملك بواسطه كثرت حجاج خواستند مسجد الحرام را توسعه دهند و در كنار مسجد خانهاى بود و در ملك شخصى بود و براى توسعه مسجد و استقامت سطح آن لازم بود آن خانه را خراب كنند و جزء عرصه مسجد نمايند، صاحبش رضايت نداد و به هيچ قيمتى هم حاضر به فروش نشد به حساب اينكه موضوع مسجد است و معبد بايد مباح باشد و نماز در زمين غصبى جائز نيست، از طرف حكومت هم اقدامى براى اجبار صاحبش به عمل نيامد و فقهاى وقت هم همه در حل موضوع درماندند، چون برخورد به ظاهر دو حكم مسلّم اسلامى داشت:
١- قانون عدم جواز تصرف در مال غير جز به اذن و رضايت او «لا يجوز التصرف في مال الغير الا باذنه».
٢- عدم صحت نماز و عبادت در مكان غصبى.